نظریه دادهبنیاد نوآوری در خدمات عمومی الکترونیک ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی
2 دکترای مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی
3 دانشیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی
4 دانشیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
چکیده
ورود به عصر دیجیتال و گسترش ابزارهای الکترونیکی موجب تغییر در خواستهها و نیازهای جامعه شده و دولت نیز باید به منظور پاسخگویی به این انتظارات، خدمات عمومی را مورد بازبینی قرار داده و خدمات جدید را با رویکرد نوآورانه و با استفاده از فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات ارائه نماید. این پژوهش کیفی بهدنبال کشف الگوی نوآوری در خدمات عمومی الکترونیک در ایران با بهرهگیری از رویکرد گلیسر و استراوس در نظریه دادهبنیاد است. در این راستا، با توجه به فقدان الگوی مدون در زمینه نوآوری در خدمات شهروندی دولت الکترونیکی مبتنی بر مطالعات و تجربیات داخلی، به منظور پاسخگویی به مسئله تحقیق، 15 مصاحبه نیمهساختاریافته تخصصی با خبرگان علمی و اجرایی صورت گرفته است. تحلیل دادهها در فرآیند کدگذاری باز، منجر به ظهور 165 مفهوم انتزاعی در قالب 22 مقوله اصلی شد. سپس این مقولات در فرآیند کدگذاری محوری به یکدیگر مرتبط شدند. در نهایت، ۵ قضیه نظری و 11 زیرقضیه در نتیجه کدگذاری انتخابی به دست آمد. تحلیل دادهها بر اساس نظریه دادهبنیاد، مبین آن است که «انتظارات برآورده نشده شهروندان» و «انتظارات جدید شهروندان» و «امکانات فناورانه» به منزله «جریانهای فرصتساز نوآوری» از طریق «چرخه فرآیند نوآوری» شامل گامهای «نیازسنجی خدمت»، «طراحی خدمت»، «اجرای خدمت» و «بازتکرار مستمر فرآیند نوآوری در خدمت» موجب تبدیل «جاویژه نوآوری» به پیامدهای چهارگانه «خدمات شهروندی نوآورانه»، «تجربه خدمت»، «بهرهوری خدمات دولتی» و «چابکسازی دولت» میشوند. در عین حال، «توانمندسازهای نوآوری» شامل «رویکرد مشارکتی»، «رویکرد حمایتی»، «استعداد سازمانی نوآوری»، «تجهیز اجتماعی فناورانه»، «بسترسازی قانونی»، «زیرساخت اعتماد الکترونیکی»، «منظومه سازمانی» و «کارگزار کارآفرین» به منزله عوامل مداخلهگر و «بافت مستعد نوآوری» شامل عوامل زمینهای «بافت خرد» و «بافت کلان» بهمنزله مؤلفههای بسترساز، نوآوری در خدمات شهروندی دولت الکترونیکی را تسهیل میکنند.