تحلیل مناقشه اجتماعی انتقال آب خلیجفارس و ارائه الگوی حکمرانی مشارکتی مبتنی بر توسعه پایدار
نویسندگان
1 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
2 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
3 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
doi
10.22067/jwsd.v12i4.2507-1444چکیده
پروژه انتقال آب خلیجفارس یکی از بزرگترین طرحهای زیرساختی کشور در حوزه منابع آب است که با هدف تأمین آب شرب و توسعه صنایع صادراتمحور اجرا شده است. با وجود مزایای مطرحشده، این پروژه با نقدها و مخالفتهایی از سوی متخصصان محیطزیست، فعالان اجتماعی و برخی نهادهای علمی مواجه بوده است. این پژوهش با هدف شناسایی ریشههای اصلی مناقشات اجتماعی پیرامون پروژه و ارائه الگویی برای حکمرانی مشارکتی مبتنی بر توسعه پایدار انجام شده است. روش پژوهش کیفی بوده و از تحلیل اسنادی منابع رسمی و رسانهای، همراه با مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ذینفعان کلیدی استفاده شده است. دادهها با روش تحلیل تماتیک و با بهرهگیری از نرمافزار MAXQDA تحلیل شدهاند. چارچوب پژوهش بر توسعه پایدار در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی و نظریههای حکمرانی مشارکتی استوار است. یافتهها نشان داد که ریشههای اصلی مناقشه شامل تضاد منافع میان ذینفعان، نبود شفافیت در سیاستگذاری، نادیده گرفتن گزینههای جایگزین و بیاعتمادی عمومی است. در هر سه بعد توسعه پایدار نیز، چالشهای جدی شناسایی شد. اهمیت پژوهش در ارائه یک مدل حکمرانی مشارکتی بومی است که بر گفتوگوی چند ذینفعی، شفافیت اطلاعاتی و تصمیمگیری جمعی مبتنی است. این مدل میتواند در بهبود سیاستگذاری و مدیریت پروژههای انتقال آب در ایران و پروژههای مشابه در شرایط بومی مورد استفاده قرار گیرد. بااینحال، به دلیل ویژگیهای خاص اجتماعی–سیاسی پروژه انتقال آب خلیجفارس، یافتهها الزاماً به سایر پروژهها تعمیمپذیر نیستند؛ بلکه بیشتر بهعنوان راهنمایی برای سیاستگذاران در پروژههای مشابه قابل توجهاند.