مؤلفه های معناشناختی مفهوم «نوستالژی» در فرهنگ کلامی ایرانیان و روسها

نویسندگان

1 گروه آموزش زبان روسی دانشگاه علامه طباطبائی تهران، ایران.

doi
10.22059/jflr.2024.376462.1126
چکیده

نوستالژی پدیده‌ای نو در زبان‌شناسی به حساب می‌آید و از همین روی بسیاری موارد معناشناختی و ساختار زبانی آن هنوز برای زبان‌شناسان ناشناخته و مبهم است. آنچه روشن است «نوستالژی» بر پایۀ بار معنایی عاطفی و احساسی انسان نسبت به گذشته شکل می‌گیرد و به سبب همین بار معناییِ احساسی آن را می‌توان در ادب فارسی در قالب عرفان و صوفی‌گری جستجو کرد. جایگاه نوستالژی در روح و جان، دل و قلب انسان است. برابرهای نوستالژی در هر دو زبان فارسی (حسرت و دلتنگی) و روسی (тоска) نمی‌توانند بطور یکسان مفهوم نوستالژی را منتقل کنند. بنابراین از ابزار تکمیلی بیشتری از طریق وابسته‌های زبانی و متن برای رساندن این مفهوم استفاده می‌شود. به نظر می رسد برابرهای زبانی در زبان فارسی از تنوع واژگانی گسترده‌ای برخوردار است. در فرهنگ کلامی روسی، واژۀ тоска از دربرگیری گسترده‌تر معنایی نوستالژی نسبت به «حسرت» در فرهنگ کلامی ایرانیان برخوردار است. مفهوم «دلتنگی برای میهن» در زبان فارسی به کمک ترکیب‌های «غم غربت» و یا «غم دوری از وطن» بیان می‌شود. در زبان روسی از گسترنده‌های فرعی чужая страна (کشور غریب / غربت) و یا чужбина (غربت) برای رساندن این مفهوم استفاده می‌شود. در پژوهش حاضر از روش تحقیق کتابخانه‌ای و زبان‌شناسی توصیفی مقایسه‌ای بهره گرفته شده است. نتیجه و نوآوری پژوهش حاضر از یک سو به مشخص کردن مؤلفه‌های معنایی دربرگیرندۀ نوستالژی مربوط می‌شود و از سوی دیگر، طبقه‌بندی فرمول‌های زبانی نوستالژی را در دو زبان مورد مقایسه مد نظر دارد.