بررسی اثر متقابل نوع محیط کشت و میزان تنظیمکننده رشد در ریزازدیادی پایه پررشد گلابی (Pyrus betulifolia)
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده میوه های معتدله و سردسیری، مؤسسه تحقیقات علوم باغبانی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
2 استادیار، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایران
3 دانشیار، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ایران
4 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایران
doi
10.22059/ijhs.2018.238854.1293چکیده
بهمنظور دستیافتن به حداکثر پرآوری در محیطهای کشت، میتوان با توجه به نوع گونه گیاهی، از مقادیر مختلف نمکها و تنظیمکنندههای رشد استفاده نمود. در برخی مواقع اثر متقابل این مواد میتواند نتایج متفاوتی را بر میزان پرآوری گیاهچهها، در شرایط درونشیشهای در پی داشته باشد. در این پژوهش تأثیر کاربرد دو محیط کشت پایه MS و QL در ریزازدیادی گلابی گونه Pyrus betulifolia مورد مطالعه قرار گرفت که بیشترین میزان پرآوری در محیط کشت QL و بیشترین میزان توسعهیافتگی برگها در محیط کشت MS بود. بهمنظور تولید برگهای توسعهیافتهتر در محیط کشت QL و با توجه به تفاوت در میزان خالص یونهای NO3-،NH4+، Cl- و Ca2+ در دو محیط کشت مورد بررسی، نمکهای NH4NO3 در سه غلظت 25/6، 5/12 و 75/18 میلیمولار و CaCl2 در دو غلظت 9/0 و 8/1 میلیمولار به محیط کشت QL اضافه شدند. بر اساس نتایج بهدست آمده افزایش در میزان NH4NO3 و CaCl2 تأثیری در میزان پرآوری ریزنمونهها نداشت؛ اما با افزایش در میزان این دو نمک، سطح برگ ریزنمونهها در محیط کشت QL توسعه یافت. در آزمایشی دیگر با هدف افزایش میزان پرآوری در محیط کشت MS، با افزایش در میزان سایتوکینین BAP در این محیط کشت از 5/0 به 1، 5/1 و 2 میلیگرم در لیتر، پرآوری در محیط کشت MS افزایش نشان داد. بهنظر میرسد محیط کشت MS بهدلیل دارا بودن غلظت بیشتری از نمکهای ماکرو در مقایسه با محیط کشت QL، نیازمند تنظیمکننده رشد بیشتری بهجهت دستیافتن به پرآوری مناسب میباشد. در مجموع بر مبنای نتایج این پژوهش، در ریزازدیادی گلابی گونه P. betulifolia با توجه به هدف آزمایش، میتوان از هر دو محیط کشت پایه MS و QL بههمراه غلظت مناسبی از سایتوکینینBAP و نمکهای NH4NO3 و CaCl2استفاده نمود.