اثربخشی آموزش میان‌فرهنگی بر توانش منظورشناختی و علاقه‌مندی به محتوای ادبی: مورد دانشجویان مقطع کارشناسی (ترم‌های 8-5) رشتۀ زبان فرانسه در دانشگاه‌های ایران

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jflr.2024.372093.1100
چکیده

مسئلۀ اصلی ما در این پژوهش، چگونگی اجرای آموزش میان‌فرهنگی است. روش شناسی تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی می‌باشد. با استفاده از پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته به عنوان ابزار اصلی پژوهش که شامل 20 سؤال پنج گزینه‌ای است و روایی آن سنجیده و استانداردسازی شده است به کارایی آموزش میان‌فرهنگی خواهیم پرداخت. از این رو با انتخاب تصادفی 200 نفر از میان جامعۀ آماری کل دانشجویان مقطع کارشناسی در رشتۀ زبان فرانسه در دانشگاه‌های ایران و در دو گروه 100 نفرۀ تجربی و گواه به اثرگذاری این روش تدریس بر ارتقای توانش منظورشناختی و علاقه‌مندی به محتوای ادبی نزد دانشجویان می‌پردازیم. نتایج مندرج در جدول 5-4 نشان می دهند که تمام 20 گویۀ پرسشنامه همبستگی قوی با عوامل خود دارند و لذا پرسشنامه استانداردسازی شده‌است. همچنین، نتایج آمار توصیفی (جدول 5-5) نشان می‌دهند که پس از حذف اثر احتمالی پیش آزمون، گروه تجربی (19/45) میانگین بالاتری نسبت به گروه گواه (28/35) در ارتقای توانش منظورشناختی کسب کرده است. جدول 5-9 نیز آمار توصیفی دو گروه تجربی و گواه در پس آزمون علاقه مندی به محتوای ادبی را نشان می‌دهد. بر این اساس این نتیجه به دست آمد که گروه تجربی (میانگین = 69/25 ) نسبت به گروه گواه (میانگین = 15/18) میانگین بالاتری درپس آزمون علاقه مندی به محتوای ادبی کسب کرده است. براساس نتایج آزمون تی دو نمونه مستقل در جدول 5-10 (.05 > p, 9.78 = (198) t) شاخص اندازه اثر آماره تی 78/9 برابر 571/0 است که اندازۀ اثر بزرگی را نشان می دهد.