آموزش معکوس مبتنی بر هوش مصنوعی در آموزش عالی: اثر بخشی بر درک مفاهیم علمی در روانشناسی یادگیری زبان

نویسندگان

1 گروه زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران، ایران

2 گروه زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران، ایران

doi
10.22061/tej.2025.12480.3295
چکیده

پیشینه و اهداف: کلاس معکوس مدل آموزشی سنتی سخنرانی-محور را دگرگون کرده و فراگیران را با استفاده از  فناوری‌های متنوع قبل از کلاس درس با محتوای آموزشی درگیر می‌کند. در این ارتباط، هوش مصنوعی می‌تواند قابلیت سازگاری و تعامل را به ویژه در آموزش مفاهیم علمی به مراحل پیش کلاسی و درون کلاسی بیافزاید. با وجود پژوهش‌های رو به رشد مرتبط با بکارگیری هوش مصنوعی در کلاس معکوس، تأثیر این فناوری در دوره های تربیت معلم نیازمند پژوهش‌های تکمیلی است. از این رو، این مطالعه با بکارگیری طرح شبه تجربی به بررسی تأثیر کلاس معکوس با کمک هوش مصنوعی بر عملکرد دانشجویان در درس روانشناسی یادگیری زبان می پردازد.     روش‌ها‌: شرکت کنندگان شامل سه گروه دانشجوی مقطع کارشناسی آموزش زبان انگلیسی بودند که در درس روانشناسی یادگیری زبان ثبت نام کرده بودند (73 نفر). محتوای آموزشی گروه اول (26 نفر) با استفاده از NotebookLM که یک ابزار هوش مصنوعی برای پژوهش، نگارش و تولید محتوی است آماده شد و آموزش معکوس از طریق آن صورت گرفت. گروه دوم (25 نفر) کلاس معکوس را با استفاده از پاور پوینت های صداگذاری شده استاد تجربه کردند. گروه سوم (22 نفر) درس را از طریق آموزش سنتی سخنرانی فرا گرفتند. فعالیت های درون کلاسی، شامل آزمون ها، کار گروهی/دو نفره، تکمیل برگه های تمرین، فعالیت های پرسش و پاسخ، و بحث های شفاهی بود. تمرین های پس از کلاس شامل خلاصه نویسی، پیاده کردن متن فایل های صوتی، و درست کردن نقشه های مفهومی بود. عملکرد و یادگیری مفاهیم علمی هر سه گروه از طریق آزمون های محقق ساخت میان ترم و پایان ترم مورد ارزیابی قرار گرفت.    یافته‌ها: برای مقایسه فراگیری مفاهیم علمی، از تحلیل واریانس چند متغیره دو سویه استفاده شد. نتایج نشان داد که بطور کلی بین عملکرد سه گروه شرکت کنندگان در درس روانشناسی یادگیری زبان تفاوت معناداری با ضریب تأثیر قوی وجود داشت. این تفاوت در بین آزمون های میان ترم و پایان ترم نیز معنادار بود. آزمون تعقیبی توکی نشان داد که گروه اول که آموزش معکوس با کمک هوش مصنوعی را دریافت کرده بودند، در هر دو آزمون عملکرد بهتری نسبت به گروه دوم و سوم داشتند. همچنین، گروه دوم که آموزش معکوس متداول را دریافت کردند، نسبت به گروه سوم که آموزش سنتی سخنرانی-محور را تجربه کردند، عملکرد بهتری داشتند. تفاوت معناداری بین عملکرد دانشجویان دختر و پسر مشاهده نشد.    نتیجه‌گیری: بهبود قابل توجه در عملکرد گروه کلاس معکوس با کمک هوش مصنوعی نشان می دهد که بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی مانند NotebookLM می تواند تجارب یادگیری را ازطریق شخصی سازی، سازگاری و تعامل با محتوای آموزشی تقویت کند. این موضوع نشان دهنده نیاز به تحول در طراحی مدل های آموزشی از روش های سنتی استاد-محور به محیط های یادگیرنده-محور است که در آن فراگیر بتواند بطور فعال با محتوای آموزشی قبل از دریافت آموزش درگیر شود. استفاده از هوش مصنوعی در کلاس معکوس می تواند آموزش را فردی سازی کرده و با در نظر گرفتن سرعت و توانایی درک مناسب هر دانشجو برابری آموزشی را ارتقا بخشد. ابزارهای هوش مصنوعی به اساتید کمک می کند تا بدون نیاز به ارائه های تکراری بر ارتقا یادگیری های سطح بالاتر، تفکر نقادانه، و فعالیت های گروهی درون کلاسی تمرکز بیشتری داشته باشند. از منظر سازمانی، بکارگیری موفق آموزش معکوس با کمک هوش مصنوعی می تواند انقلابی در طراحی برنامه درسی، تربیت مدرس و کاربست فناوری های نوین در آموزش ایجاد کند. با اینکه یافته های این مطالعه بر درس روانشناسی یادگیری در حوزه آموزش زبان متمرکز بود، مدل ارائه شده قابل تعمیم به سایر حوزه های آموزش مانند آموزش مهندسی، آموزش تلفیقی (STEM) و حوزه سلامت که بطور ویژه بر یادگیری مطلق مفاهیم پیچیده علمی تأکید دارند، است.