رزونانس چارچوبهای حل مساله رسوبات تالاب انزلی با جامعه ذینفع
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 گروه جامعهشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22067/jwsd.v11i4.2406-1338چکیده
برای متقاعد کردن افراد جامعه به وجود شرایط مشکلزا محیطزیستی، باید آن شرایط نوعبندی شده و چارچوبی برای حل آنها ساخته شود. چارچوببندی از رویکردهای پاردایم برساختگرایی اجتماعی و شامل مجموعه مقولاتی است که برای تعریف یک مساله و راهحلهای آن توسط مدعیان ساخته میشود. چارچوبها کنشمحور بوده و الهامبخش جنبشها و کمپینهای اجتماعی هستند. عامل کلیدی موفقیت چارچوب، مفهوم رزونانس است که به معنای هماهنگی چارچوب با شرایط زمینهای جامعه است. یکی از مسائل محیطزیستی مهم در استان گیلان مساله رسوبات بالا در تالاب انزلی است. برای رفع این معضل، چارچوبهای مختلفی توسط مدعیان ارائه شد. از جمله آنها طرح رسوبزدایی مکانیکی به روش لایروبی و طرح رسوبزدایی با مواد شیمیایی با نام پروژه بایوجمی است. در این پژوهش میزان هماهنگی این چارچوبها با جامعه هدف بررسی شده است. از روش کیفی تحلیل مضمون برای پژوهش بهره گرفته شده است. دادههای پژوهش، حاصل مصاحبه عمیق نیمهساختیافته با 30 نفر از فعالین محیطزیستی مطلع از پروژههای رسوبزدایی تالاب انزلی است. نتایج نشان داد پروژه بایوجمی به دلایلی چون وجود ابهام در آن و همچنین عدم همسویی با منافع مردم و سیاستگذاران، مورد تایید مخاطبین در منطقه قرار نگرفت که منجر به توقف آن در مراحل آغازین اجرا شد. جنبش ضدبایوجمی و اعتقاد به لایروبی مکانیکی به دلیل همجهت بودن با مصالح ذینفعان و تاکید بر روشهای ماندگار رسوبزدایی، پذیرش بیشتری بین مخاطبین کسب کرد.