مدل معادلات ساختاری تفاوت های فردی، متغییرهای زبانی، و اجتماعی در پیش بینی روانی، دقت، پیچیدگی، و تلفظ صحبت کردن جوانان ایرانی مهاجر در کانادا

نویسندگان

1 گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه پیام نور‌، تهران، ایران

2 گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه پیام نور‌، تهران، ایران

3 گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه پیام نور‌، تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه پیام نور‌، تهران، ایران

doi
10.22059/jflr.2022.346572.974
چکیده

این مطالعه نقش سن ورود، طول اقامت، میزان و نوع ورودی، غنای زبانی و سابقه تحصیلی والدین را در پیش‌بینی روان گفتاری، دقت، پیچیدگی و تلفظ ایرانیان مهاجر بررسی کرد. بدین منظور 108 زبان‌آموز ایرانی -کانادایی که از طریق آزمون CELPIP-General همگن شده بودند، بر اساس نمونه‌گیری در دسترس پرسشنامه محیط زبان آلبرتا را تکمیل و در آزمون گفتاری شرکت کردند. عملکرد گفتاریشان بر اساس روانی ویگلزورث و استورچ (2009)، دقت استورچ و ویگلزورث (2007) و پیچیدگی اسکهان (2009) ارزیابی شد. تلفظ نیز بر اساس مدل لینگوا فرانکا جنکینز (2000) اندازه‌گیری شد. مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و تصویر شماتیک مدل فرضی را تایید کرد (x^2⁄df= .037 RMSEA=.043; RMR =.01; GFI = .95; AGFI =.74; NFI =.70; CFI =.79; IFI =.88; TLI=.89) و نشان داد که سن ورود، تحصیل در زبان دوم، و فعالیت های زبان-آموزی غنی به زبان دوم می‌تواند تسلط، دقت، پیچیدگی و تلفظ را پیش‌بینی کند، اما، طول اقامت نقش معنادار پیش‌بینی‌کننده ای در خصوص پیچیدگی و تلفظ نداشت. ورودی خروجی خواهر و برادر می‌توانست دقت صحبت کردن را پیش‌بینی کند، و تحصیلات مادر به طور قابل‌توجهی پیچیدگی گفتار را پیش‌بینی می‌کرد. یافته ها از فرضیه سن بحرانی ، نقش سن ورود در توسعه دوزبانگی و اثربخشی آموزش زبان دوم پشتیبانی می کند. نتایج همچنین عدم نقش معنی دار تحصیلات پدر و مادر و ورودی/خروجی والدین را در پیش‌بینی متغیرهای توانایی گفتاری مهاجران ایرانی را نشان داد. بر اساس یافته‌ها والدین باید تعداد فعالیت‌های زبان دوم را به حداکثر برسانند و قبل از سن بحرانی مهاجرت کنند.