مفهوم پردازی رفتارهای برندساز کارکنان در صنعت پوشاک
نویسندگان
1 استاد، عضو هیئت علمی گروه آموزشی مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشیار، عضو هیات علمی گروه مدیریت صنعتی - کارآفرینی، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
3 دانشجوی دکتری رفتار سازمانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
4 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار- رفتارسازمانی و منابع انسانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان،سمنان، ایران
doi
10.22034/jtst.2025.499259.1487چکیده
هدف این تحقیق مفهومپردازی رفتارهای برندساز کارکنان در صنعت پوشاک میباشد. روش پژوهش حاضر روش آمیخته است. جامعه آماری پژوهش شرکت تولید پوشاک تعطیلات میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی را مدیران با سابقه کاری بیش از 15 سال تشکیل دادهاند و برای تعیین حجم نمونه از روش نمونهگیری قضاوتی استفاده شده است.در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل دادههای کیفی از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. پس از انجام مصاحبه، از 103 کد نهایی مستخرج، 2 مقوله و 12 مؤلفه مدل پارادایمی رفتارهای برندساز طراحی گردید. با توجه به کدهای بهدستآمده، پرسشنامهای طراحی شد و برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده گردید. با توجه به اینکه جامعه مورد مطالعه شامل 260 نفر از کارکنان شرکت پوشاک تعطیلات بود، حجم نمونه آماری مورد نیاز برای تحقیق 100 نفر برآورد گردید. برای تجزیهوتحلیل دادههای کمی، از روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی برای آزمون سؤالات استفاده شد. نتایج به دست آمده در بخش کیفی بیانگر آن است که دو عامل درون سازمانی و برون سازمانی در شکلگیری رفتارهای برند ساز نقش به سزایی دارند. از بین عوامل درون سازمانی مولفههای کیفیت محصول، ویژگی منابع انسانی، استراتژیهای سازمانی و رویکرد مدیریت سازمانی و در بین مولفههای مقوله برون سازمانی الحاقات برند، سرمایه اجتماعی و سیاستهای بالادستی بیشترین تاثیر را دارند. نتایج در بخش کمی نیز حاکی از آن است که عوامل درون سازمانی بر عوامل برون سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارد.