تأثیر یادگیری تلفیقی بر حضور شناختی و تدریس دانش‌آموزان دوره ابتدایی در درس علوم

نویسندگان

1 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22061/tej.2024.10540.3021
چکیده

پیشینه و اهداف: پس از همه گیری کرونا، نظام­های آموزشی به اجبار به سمت آموزش و یادگیری برخط حرکت کردند. آموزش برخط با وجود مزایایی که داشت نتوانست بر برخی چالش­های خود از جمله حس حضور یادگیرندگان غلبه کند؛ از این‌رو اهمیت بهره­گیری از رویکرد یادگیری تلفیقی برای نظام­های آموزشی جهان به‌خصوص نظام تعلیم‌وتربیت کشور ما به وضوح روشن شد. یادگیری تلفیقی که با ادغام یادگیری برخط و حضوری بر چالش­های یادگیری برخط و یادگیری چهره به چهره غلبه می­کند و مزایایی همچون افزایش انعطاف­پذیری، افزایش اثربخشی هزینه­ها و صرفه­جویی در زمان را به دنبال دارد، توجه معلمان و یادگیرندگان را به خود جلب کرده است. با این حال، یک چالش اساسی که رو به روی معلمان قرار دارد، طراحی، اجرا و ارزشیابی یک یادگیری تلفیقی به منظور دست­یابی به یادگیری و حضور سطح بالا است. در این راستا توجه به حضور شناختی و حضور تدریس که از عناصر چارچوب اجتماع کاوشگر هستند، حائز اهمیت است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر یادگیری تلفیقی بر میزان حضور شناختی و حضور تدریس دانش­آموزان دوره ابتدایی در درس علوم بود.  روش‌ها‌: روش پژوهش، نیمه ­آزمایشی از نوع پیش ­آزمون- پس­ آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­ آموزان پایه پنجم ابتدایی در شهرستان شهریار بودند که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس 60 دانش­آموز انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی 30 دانش آموز در گروه آزمایش و 30 دانش­ آموز در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش شش جلسه را به‌صورت یادگیری تلفیقی و گروه کنترل شش جلسه را به‌صورت یادگیری چهره ­به ­چهره گذراندند. به‌منظور بررسی تغییرات قبل از مداخله، یک پیش‌آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد و پس از مداخله از هر دو گروه پس­آزمون به‌عمل آمد. ابزار جمع­آوری داده­ها در این پژوهش پرسش‌نامه حضور شناختی و حضور تدریس آرباق و همکاران (2008) بود. پایایی پرسش‌نامه­های حضور شناختی و حضور تدریس براساس آلفای کرونباخ به‌ترتیب مقدار 91/0 و 83/0 محاسبه شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده­های پژوهش از روش­های آماری در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون تی همبسته و تحلیل کوواریانس چند متغیری) استفاده شد.یافته‌ها: براساس آزمون تی همبسته در متغیر حضور شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل و در متغیر حضور تدریس تنها در گروه آزمایش بین مرحلۀ پیش­آزمون و پس­آزمون اختلاف معنی­داری وجود داشت (001/0 ≥p). نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد که تأثیر یادگیری تلفیقی بر حضور شناختی و حضور تدریس بیشتر از یادگیری چهره به چهره بوده است (01/0≥p).نتیجه‌گیری:  نتایج پژوهش نشان داد یادگیری تلفیقی و یادگیری چهره به چهره هر دو در افزایش حضور شناختی مؤثر هستند؛ اما تنها یادگیری تلفیقی بر حضور تدریس مؤثر است. یادگیری تلفیقی نسبت به یادگیری چهره به چهره تأثیر بیشتری بر میزان حضور شناختی و تدریس دارد. بنابراین یادگیری تلفیقی با ادغام یادگیری چهره به چهره و برخط دارای اثربخشی بیشتری در میزان حضور شناختی و تدریس بوده و می­تواند جایگزین مناسبی برای یادگیری کاملاً حضوری در نظام آموزشی کشور ما باشد و پیشنهاد می­شود نظام تعلیم‌وتربیت از این رویکرد در آموزش رسمی استفاده کند.