خوشه‌بندی مشتریان در ترجیح محصولات داخلی؛ مطالعه‌ موردی صنعت نساجی

نویسندگان

1 1گروه مدیریت بازرگانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران

2 گروه مدیریت بازاریابی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد،ایران

doi
10.22034/jtst.2024.191422
چکیده

در عصر جهانی شدن، دولت‌ها ترغیب می‌شوند تا موانع تجاری را کمتر کرده و فرصت یکسانی را برای حضور همه محصولات در بازارهایشان فراهم کنند. در چنین شرایطی، بهبود توان ترجیح‌پذیری محصولات داخلی به عنوان یک مانع تجاری نامرئی و جایگزین موانع تجاری سنتی شناخته می‌شود. در این مطالعه، مصرف‌کنندگان صنعت نساجی براساس گرایش‌های قوم‌مدارانه، بیگانه‌مداری و جهان‌وطن‌گرایی خوشه‌بندی گردیده تا گامی در جهت شناخت بیشتر مصرف‌کنندگان و هموار کردن بازاریابی این گروه برداشته شود. جامعه این مطالعه، ایرانیان حاضر در پلتفرم‌های آنلاین بوده و تعداد نمونه 408 در نظر گرفته شده است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی، از منظر زمانی، مقطعی و دارای ماهیت ترکیبی است. در این مطالعه از روش خوشه‌بندی و در نهایت از آزمون مقایسه میانگین چند جامعه استفاده گردیده است. در این مطالعه 2 خوشه در میان مصرف‌کنندگان شناسایی گردید که در میان آن‌ها تفاوت در ویژگی قوم‌مداری شاخص‌تر بوده است. در خوشه اول که تمایل بیشتری به خرید پارچه خارجی نشان داده‌اند، تمایل جهان‌وطن‌گرایی بیشتر از بیگانه‌مداری بوده و لذا این افراد بیشتر با بررسی ابعاد مختلف پارچه‌ها دست به انتخاب می‌زنند. در خوشه دوم میزان عدم تمایل به خرید کالای خارجی نزدیک به بی‌طرفی بوده و این گروه را نمی‌توان طرفدار سرسخت پارچه داخلی دانست. اما با توجه به درصد افراد قوم مدار در این گروه می‌توان گفت که این افراد قوم‌مداران ناراضی از پارچه داخلی هستند. از این رو، به نظر می‌رسد صنعت نساجی برای جذب این افراد می‌بایست با تکیه بر غرایض ملی‌گرایی و با بهبود ویژگی‌های پارچه اقدام نماید.