یادداشت تحلیلی: تحلیل تحول سیستم مدیریت آب بر مبنای نظریه دانینگ-کروگر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آب و پژوهشگر پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
doi
چکیده
نظریه دانینگ-کروگر اشاره به تشریح چگونگی ایجاد سوگیری شناختی ناشی از عدم تناسب خبرگی/پختگی افراد با سطح اعتماد به نفس افراد دارد. کنشگران مدیریت آب نیز چنین تأثیری را در سیستم مدیریت آب تجربه میکنند که منجر به ارزیابی نادرست از واقعیت مسائل و چالشهای مدیریت آب شده و راهحلها ناکارآمد میشود. این نادیدهانگاری در کنشگران مدیریت آب میتواند به اشکال مختلفی ظهور یابد. تحلیل انجام شده در این تحقیق مبتنی بر نظریه دانینگ-کروگر نشان میدهد که اکنون مدیریت آب در ایران به دلیل بزرگیِ بخش دولتی و عدم ظرفیتسازی و تفویض اختیار، برای مدت طولانی در «تله روزمرگی» (طی مسیر S ← S’) بهدام افتاده است. همچنین، عدم عبرتاندوزی و آسیبشناسی اقدامات، موجب شده تا خبرگی و بلوغ در سیستم مدیریت آب پدید نیاید، که زوال منابع آب را به همراه داشته است. بر اساس تحلیل نظریه دانینگ-کروگر و ماتریس آیزنهاور، هنوز حرکت بسوی تحولخواهی و اصلاح رویه سابق، آغاز نشده است. راهکارهای شناسایی شده در این تحقیق نشان میدهند که این حرکت میتواند با هدفگذاری و دور اندیشی (یعنی تدوین چشمانداز و برنامه راهبردی)، عبرتاندوزی از اقدامات گذشته و همچنین مدیریت تحول از شرایط موجود به شرایط مطلوب بر اساس اصول «پایایی و تابآوری توسعه» آغاز گردد. برای جلوگیری از انحراف از مسیر تحول، تعیین شاخصهای مناسب برای پایش جهت حرکت نیز ضروری است.