بررسی نوستالوژی دوری از معشوق در معلقۀ امرءالقیس کِندی شاعر جاهلی عرب
نویسندگان
1 مدرّس زبان و ادبیات عربی دانشگاه فرهنگیان امام محمد باقر (ع) بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.48310/alle.2024.15479.1148چکیده
یکی از مؤلفههای نوستالوژی، غم دوری از معشوق است. نوستالوژی به دوری، درد جدایی، غم غربت، حسرت بر خاطرات گذشته و آرزوی برگشت به آن اطلاق میشود. شاعر نوستالوژیک بنا به حوادث رخداده در زندگیاش همانند مرگ خانواده و یا عزیزی که مرثیه را به دنبال دارد، حبس و تبعید، مهاجرت (دوری از وطن مألوف، غم غربت؛ دوری از معشوق و...)؛ یادآوری خاطرات کودکی و جوانی و... موجب میشود که دست به قلم برده و عواطف و احساسات خود را بیان نماید؛ بنابراین اشعارش رنگوبوی نوستالوژیک به خود میگیرد. نوستالوژی دوری از معشوق به سبب جدایی شاعر از کسی که خاطرخواه او بوده است، رخ میدهد. در نوستالوژی دوری از معشوق، سخن از بیوفایی، پیمانشکنی، حسرت روزهای با معشوق بودن و شکست و ناکامیهاست. در این پژوهش سعی بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی، نوستالوژی دوری از معشوق و مؤلفههای آن در معلقۀ امرؤالقیس تحلیل گردد. امرؤالقیس در معلقه به موضوعاتی چون وصف اطلال و آثار خانۀ محبوب و یاد ایام وصال و گریستن، وصف ماجراهای عاشقانۀ خود در روز «دارة جُلجُل» و... میپردازد و با نازکخیالی در اشعارش، از خود یک شاعر فوق نوستالوژیک ساخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که نوستالوژی دوری از معشوق در معلقۀ امرؤالقیس، بازتاب چشمگیری داشته است و یادآوری خاطرات معشوق، غم و اندوه و دلتنگی و حسرت، یادآوری بیوفاییهای معشوق و مرارتهای راه عشق، تخیّلورزیهای عاشقانه در وصف زیبایی معشوق و در نهایت، همدلی و همدردی با طبیعت از مهمترین مؤلفههای نوستالوژی در معلقۀ اوست.