استعدادشناسی سرزمین، هویت زیستی و بومشناسی سیلاب (مطالعه موردی: طرح چند نهادی کوثر در اکوسیستم جفت شده به آبهای زیرزمینی)
نویسندگان
1 استادیار، پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22067/jwsd.v10i3.2309-1271چکیده
حکمرانی سیل یکی از زیرشاخههای اصلی آمایش سرزمین در اکوسیستم جفت شده به آبهای زیرزمینی است. درک اجتماعی پدیدههای طبیعی، متغیری مهم در برنامهریزی و سیاستگذاری میباشد. تغییرات سرزمینی در طول زمان، میراث زیستی-زمینی را برای جوامع میسازند. دیرینگی ویژگی سیلابی بودن در فلات پهناور و ناهموار ایران، ذخایر آبی و در نتیجه خدمات اکوسیستمی خاصی را پدید آورد. شکل، ساختار و عملکرد مجتمعهای زیستی شهری و روستایی و عشایری در پیوند با یکدیگر بودند. برای فهم این پیوندها توجه به ویژگیهای زیستی ازجمله برخورداری از همبست طبیعی کوه و دشت، مخروط افکنهها و دشتهای سیلابی، ضروری است. با شروع نوسازی و تغییر در الگوی تحلیل ویژگیهای زیستی و سرزمینی، هویت زیستی دوره پیشانوسازی دستخوش تغییرات بنیادین شد. نقد و نفی برنامههای نوسازی در آبادانی کشور و وقوع انقلاب اسلامی در ایران، مساله چگونگی مداخله در سرزمین را فرا روی نهاد جهاد سازندگی قرار داد. طرح پژوهشی-اجرایی کوثر که یک الگوی مداخله در سرزمین و زیستبومشناسی سیل بر پایه جفتشدگی سرزمین با آبهای زیرزمینی است، توانست تجارب پیوسته و طولانی مدتی را در سه لایه دانشی-نهادی-سیاستی با یاریگری چندسویه (اجتماعی-اکولوژیک) و شناسایی سیل به مانند ویژگی زیستی و سرزمینی غیر قابل جایگزین برای زیست مانا پدید آورد. از منظری دیگر، شیوه مداخله جدیدی در زیستبوم شناسی سیل تجربه شد که در آن، فرابخشی نگری و رویکرد بیوفیزیکی-اجتماعی جایگزین بخشینگری و رویکرد فیزیکی شد. آیندهنگری حکمرانی سیل در گرو بازاندیشی تجارب بیوفیزیکی-اجتماعی (آمایش سرزمینی) است.