بررسی تاثیر صادق چوبک از مکتب پست مدرنیسم و جغرافیای ادبیات اقلیمی جنوب
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
4 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2025.504295.4233چکیده
هدف این نوشتار بررسی شیوۀ به کارگیری مؤلفههای ادبیات پسامدرن در داستان سنگ صبور صادق چوبک(1295-1377) نویسنده معاصر ایران است. چوبک یکی از تاثیرگذارترین داستاننویسان نوین ایران، از جغرافیای ادبیات اقلیم جنوب و تاثیر پذیرفته از شرایط خاص بومی همچون لحن و لهجۀ زبانی آن است. درون مایههای آثار او را میتوان بیانگر مفاهیمی از جمله: نظامهای فاسد و ستمگر، خرافات، مذهب، فقر و فساد و بیان کابوس تنهایی انسانها دانست. هرکدام از این مفاهیم و ویژگیها رابطۀ خاصی با مؤلفههای پستمدرن دارند.البته پسامدرنیستهای ایرانی طیف متنوعی از روشها و مکاتب نو را برای داستان نویسی به کار بردهاند، به گونهای که طبقهبندی داستانهای آنها کار آسانی نیست. نویسندگان این پژوهش با بیان ویژگیهای ادبیات اقلیمی که وابستگیهای به درون مایههای اشاره شده در رمان سنگ صبور دارند سعی نمودهاند رابطۀ ترکیبی میان مولفههای پستمدرن و ادبیات اقلیمی موجود در رمان سنگ صبور را کشف و آنها را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند. نتیجه اینکه چوبک با روایت داستان به شکل اول شخص از زبان شخصیتهای مختلف، تکنیک جریان سیال ذهن، تکگویی درونی، حضور غایب نویسنده در داستان که همه از شیوههای بیان داستان پست مدرن است؛ به صورت موجز پیچیدگیها و پستی بلندیهای زندگی روزمره در اجتماع و عصرش را به نمایش گذاشته است.