مقایسه تأثیر تدریس مبتنی بر داستان دیجیتال و داستان سنتی بر مهارت خواندن و نوشتن دانش‌آموزان اول ابتدایی

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

4 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22061/tej.2024.10763.3055
چکیده

پیشینه و اهداف: خواندن و نوشتن، علاوه بر آن که از ضروریات بشر برای زندگی امروز محسوب می‌شود، از ارکان حیطه سوادآموزی و از مهارت‌های پایه‌ای در آموزش و یادگیری است. یکی از اهداف درس فارسی در برنامه درسی مصوب نظام آموزش‌وپرورش، ایجاد و تقویت مهارت خواندن و نوشتن در دانش‌آموزان است؛ اما برخی پژوهش‌های داخلی و ارزیابی‌های بین‌المللی، ضعف دانش‌آموزان ایرانی را در این دو مهارت نشان داده‌اند. مضاف بر آن، ضعف در خواندن و نوشتن، مشکلاتی را در فهم سایر دروس نیز، ایجاد می‌کند. ازاین‌رو، بنابر نقش مهم مهارت خواندن و نوشتن بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و همچنین، ضرورت بررسی عوامل اثرگذار بر عملکرد تحصیلی و کارایی نظام آموزشی، بررسی این مسأله در این پژوهش مدنظر قرار گرفت. با توجه به اجزای مهارت خواندن و نوشتن، همچنین به‌کارگیری روش‌های تدریس ناکارآمد به‌عنوان یکی از دلایل ایجاد این ضعف، یکی از فعالیت‌هایی که می‌تواند در رفع مسأله نقش مؤثری ایفا کند، فن داستان‌سرایی است. با توسعه فناوری در حوزه‌های مختلف، داستان‌سرایی به شکل دیجیتال نیز در آموزش مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهش‌های پیشین تأثیر مثبت استفاده از داستان سنتی و دیجیتال در آموزش موضوعات درسی مختلف و شایستگی‌ها و مهارت‌های گوناگون در یادگیرندگان را نشان داده‌اند؛ اما مقایسه‌ای میان آن‎ها صورت نگرفته بود. ازاین‌رو هدف از انجام این پژوهش، مقایسه تأثیر دو روش تدریس مبتنی بر داستان دیجیتال و داستان سنتی بر مهارت خواندن و نوشتن درس فارسی دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی بود.روش‌ها‌: این پژوهش، از نوع کاربردی است و با رویکرد کمّی و روش شبه‌آزمایشی انجام شده است. 50 نفر از دانش‌آموزان پایه اول یک دبستان دولتی پسرانه واقع در شهر رشت در سال تحصیلی 1402- 1401 از طریق نمونه‌گیری در دسترس برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پنج مورد از نشانه‌های کتاب فارسی اول ابتدایی در گروه آزمایش با ارائه داستان دیجیتال تدریس شد. در گروه کنترل همان نشانه‌ها با همان داستان‌ها به‌صورت سنتی و توسط معلم روایت و تدریس شد. داستان‌ها با تأیید متخصصان علوم تربیتی و معلمان پایه اول مدرسه برای آموزش نشانه‌ها انتخاب شدند. پس از تدریس هر نشانه، هر دو گروه در آزمون پیشرفت تحصیلی در خواندن و نوشتن که توسط سرگروه معلمان پایه اول ناحیه یک آموزش‌وپرورش شهرستان رشت تدوین شده بود، شرکت کردند. روایی آزمون‌ها به تأیید متخصصان علوم تربیتی و معلمان همکار رسید. برای اطمینان از پایایی، فرایند اندازه‌گیری برای پنج نشانه از حروف الفبای فارسی تکرار شد، تمامی فرآیندهای پژوهش مستندسازی و شرایط عادی آزمودنی‌ها در فرآیند ارزشیابی حفظ شد. داده‌های حاصل از ارزشیابی گروه‌ها با آزمون‌های آمار استنباطی شامل آزمون اندرسون- دارلینگ، آزمون یو من- ویتنی و t مستقل مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد میانگین نمرات هر دو گروه در تمامی آزمون‌ها بالاتر از 3 و در حد مطلوب بوده و علی‌رغم عملکرد بهتر گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در ارزشیابی خواندن و نوشتن، تفاوت معناداری بین میانگین دو گروه وجود نداشت.نتیجه‌گیری: با توجه به ظرفیت‌هایی که داستان‌سرایی در بهبود نتایج یادگیری دارد، می‌توان گفت استفاده داستان چه به‌صورت سنتی و چه به‌صورت دیجیتال، می‌تواند به‌عنوان روشی کارآمد در آموزش درس فارسی و ارتقای مهارت خواندن و نوشتن دانش‌آموزان اول دبستان به‌کار رود. همچنین دقت در طراحی آموزشی و فعالیت‌های یادگیری مناسب می‌تواند استفاده از داستان سنتی و دیجیتال در فرایند آموزش را غنی‌تر سازد.‌