تحلیل بنیان فرهنگی استعاره های مفهومی«زنانگی» در آثار داستانی فریبا وفی براساس نظریة کوِچش

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران

doi
10.22059/jwica.2026.381997.2076
چکیده

توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درون‌مایه‌های مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل می‌دهد. وی می‌کوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینة فرهنگی و اجتماعی و تاریخی دربارة زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیت‌ها و محرومیت‌های زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایة نظریة استعاره‌ مفهومی کوچش که برای استعاره‌های زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعاره‌های مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نموده‌است. مطالعة انجام شده نشان می‌دهد که استعاره‌های شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه می‌شود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعاره‌های مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمده‌اند. بنیان استعاره‌هایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطوره‌ای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعاره‌های چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غرب‌زده‌است که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار داده‌است.