ازدواج، خانواده و تدبیر منزل از نگاه مولوی

نویسندگان

1 قم . دانشگاه قم

doi
10.22059/jwica.2026.384022.2097
چکیده

آنچه از نگاه جامعه‌شناسان، به عنوان مرکزیت تصمیم‌گیری در خانواده طرح می‌شود و چند وجهی بودن و پویایی نهاد خانواده و پیچیدگی روابط درون آن که روانشناسان با دقت در پی تحلیل آن هستند با کم و کیفی متغیر از میان دیدگاه‌های مولانا بازیافتنی است و نشان می‌دهد او دربارۀ موازین و چالش‌های مطرح خانواده، به ساختارهای فرهنگی روزگار خود و ظرافت‌های آن آشنا بوده است. در این پژوهش که به شیوۀ توصیفی _تحلیلی انجام شد، تلاش کردیم از مجموع تصاویر پراکنده، نامنسجم و آشفتۀ زندگی‌نامه‌نویسان گذشته و روایت‌های گسسته و به‌دور‌از‌واقع امروزی چشم‌اندازی شفاف‌تر از مناسبات، آیین‌ها و ساختار خانواده در سدۀ هفتم هجری به دست آید و از سوی دیگر از رهگذر این آثار هم به رویکرد و مبانی نظری و هم به سبک زندگی و کردار او که بسیار فراتر و انسانی‌تر از باورهای مرسوم روزگارش بوده نزدیک‌تر شویم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مولوی – متأثر از آرای متکلمان اشعری– به ازدواج در قلمرو هستی‌شناسی و تحقق ارادۀ الهی نظر دارد. دیدگاه او در تبیین کارکرد و سود و زیان ازدواج در مناسبات انسانی و اجتماعی، تدبیر منزل و آشتی و طلاق که گاه با جزئی‌نگری و ظرافت بدان پرداخته، نشان از رعایت اعتدال و انصاف و آزاداندیشی دارد. مولانا ضمن ملاحظات روانشناسانه در باب پاکدامنی، خشونت، چندهمسری و نقد و آسیب‌شناسی حوزۀ خانواده در مواردی به ارائۀ راهکار نیز می‌پردازد. مرز ظریف بین واقعیت‌های اجتماعی و دیدگاه شخصی به یمن وجود مکتوبات و اشاراتی که در آثار او و زندگی‌نامه‌نویسان دیده می‌شود قابل تشخیص است.