شناسایی و تحلیل گفتمانهای تعلیم و تربیت نوین زنان در بستر نوسازی پهلوی اول (1300-1320)
نویسندگان
1 استادیار گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 استادیار گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شیراز، شیراز ، ایران.
4 استاد گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
5 استاد بخش جامعهشناسی و برنامهریزی اجتماعی، دانشکدهی اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22059/jwica.2025.377723.2043چکیده
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل انواع گفتمانهای تعلیم و تربیت زنان در دورۀ پهلوی اول با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موف است. از اینرو با بررسی 14 سند که به شیوۀ هدفمند انتخاب شده بودند، 39 مصداق، 35 خردهگفتار و 4 گفتمان شناسایی شدند که گفتمان «نوسازی دستوری» متعلق به گفتمان حاکمیت و گفتمان «مادری جدید»، «خودآگاهی وجودی-حقوقی» و «تعالی ملی» متعلق به گفتمان زنان بوده است. تحلیل این گفتمانها نشان داد گفتمان «نوسازی دستوری» تحصیلات زنان را به مسئلۀ کشف حجاب گره زده و از این طریق، گفتمانهای زنان را در موضع همگرایی و در تضاد با ذهنیت سنتی قرار داده است. تمرکز اصلی گفتمان حاکم، تغییر و تحول در وضع زنان بر حجاب آنان بود؛ بنابراین در مقولۀ اصلاحات آموزشی، از آنجا که تأکید بر بیحجابی زنان بود، گفتمان نوسازی دستوری و گفتمانهای زنان با مخالفت شدید جامعۀ سنتی روبهرو شد. گفتمان سنت به گفتمان مقاومت بدل شد و هژمون «عدم ضرورت حضور اجتماعی زنان» را در مقابل هژمون «ضرورت حضور اجتماعی زنان» مدنظر گفتمان حاکم و گفتمانهای زنان ایجاد کرد. نتیجۀ این تقابل، ایجاد فضایی قهرآلود بود. در یک سو زنانی قرار گرفتند که با رغبت یا از سر ناچاری تن به کشف حجاب دادند و در سوی دیگر زنان معتقد و پایبند به ارزشهای سنتی قرار داشتند که حضور اجتماعی خود را مترادف با بیهویتی و حفظ هویت خود را ملازم با عدم حضور اجتماعی میدانستند.