نقش سازمان زنان ایران در نوسازی فرهنگی جامعۀ زنان از طریق برنامۀ پیکار با بیسوادی در دهه چهل و پنجاه شمسی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران دانشکده ادبیات
2 دانشجوی دکتری گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jwica.2025.383052.2087چکیده
با تهیۀ منشور انقلاب سفید در سال 1341 ش، دستیابی به توسعه راهبرد اصلی کشور تعیین شد. در این راهبرد، توسعۀ اقتصادی زیربنای جهش به توسعۀ متوازن در تمام عرصهها قلمداد میشد. بیسوادی شمار بسیاری از مردم، بزرگترین مانع در کسب توسعۀ اقتصادی بود. از طرفی، این توسعه سبک جدیدی از زندگی را بهدنبال داشت که نیازمند جهانبینی متفاوتی است. بنابراین، تغییر در بنیادهای فرهنگی جامعه که از طریق آموزش و پرورش سبک جدید زندگی صورت میگرفت، مکمل برنامههای توسعۀ اقتصادی در نظر گرفته شدند. زنان در این میان، رکن اصلی را در این تغییر فرهنگی ایفا میکردند و بیسوادی شمار بسیاری از آنان مانع اصلی در تحقق برنامههای توسعه توصیف شدند. از اینرو سؤال اصلی مقاله این است که برنامههای سوادآموزی زنان بزرگسال چرا و چگونه سیاستگذاری و هدفگذاری شدند تا این تغییر فرهنگی را بهوجود آورند؟ برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از مفهوم نوسازی فرهنگی و به روش توصیفی – تحلیلی، راهبردها و سیاستگذاریهای تغییر فرهنگی تبیین و نقش و عملکرد سازمان زنان ایران بهعنوان متولی این نوسازی در جامعۀ زنان بررسی شد. براساس یافتههای پژوهش، «آزادی زنان» و «اعتلای مقام زن» دو کلانطرح در این گفتمان بودند تا از این طریق، در گام نخست با افزایش شمار زنان باسواد، تصویر جدید از زن را ذائقه-پذیر کنند تا در پی آن، فرایند تغییر نقشهای سنتی زنان و بازتولید فرهنگ غربی توسط آنان آغاز شود.