نقد فرمالیستی شعر در آن لحظه اخوان و سبد لیمو عبدالمعطی حجازی و تبیین ابعاد جغرافیای ادبی آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ورامین- پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه ادبیات فارسی، واحد ورامین، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد ورامین- پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2022.309589.3350چکیده
در مطالعات نوین فضا و مکان دیگر صرفاً مفاهیم کالبدی تلقی نمیشوند، بلکه به عنوان سازههایی معنادار در بستر زبان، فرهنگ و ادبیات مورد توجه اند. شعر به مثابه بازتابی از تجربهی زیستهی انسان، بستری غنی برای درک نحوهی ادراک و بازنمایی فضا و مکان در ذهن و زبان شاعر است. در این پژوهش، با عنوان «بررسی بازنمایی فضا و مکان در شعر معاصر با رویکرد فرمالیستی؛ مطالعهی موردی شعرهای ‹در آن لحظه› اخوان ثالث و ‹سبد لیمو› عبدالمعطی حجازی»، تلاش شده است تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و بر پایهی اصول نقد فرمالیستی، چگونگی شکلگیری و کارکرد فضا و مکان در ساختار زبانی و تصویری دو شاعر مورد بررسی قرار گیرد. مسئلهی اصلی پژوهش این است که عناصر صوری و زبانی در شعر چگونه به خلق معناهای فضایی و بازنمایی مکان در ذهن شاعر و مخاطب یاری میرسانند. دادههای تحقیق بر پایهی تحلیل قرائت تنگاتنگ متون شعری گردآوری و بر اساس مؤلفههایی چون انسجام صوری، واجآرایی، تکرار و تقابلهای تصویری تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد که در شعر اخوان ثالث، فضا بیشتر در قالب تجربهای ذهنی، تیره و منفعل بازتاب یافته و نماد جدایی و بیزمانی است؛ در حالیکه در شعر حجازی، مکان جلوهای عینیتر و اجتماعیتر دارد و از تقابل میان فضای روستا و شهر معنا میگیرد. نتیجه آنکه در هر دو اثر، فضا و مکان نه صرفاً پسزمینهی روایت، بلکه عنصری فعال در آفرینش معنا و انتقال جهانبینی شاعر هستند. این امر بیانگر پیوندی عمیق میان زبان ادبی و ادراک جغرافیایی از زیست انسانی است.