بازنمایی جامعهشناسانۀ تعاملات زنان در رمانهای محمد حجازی (هما، زیبا، پریچهر) براساس رویکرد کرس و ونلیون
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی و دبیر آموزش و پرورش شهرستان بوشهر، بوشهر، ایران
2 نویسندۀ مسئول، دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22059/jwica.2024.364083.1959چکیده
هرچند مطالعات زیادی دربارۀ زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هالهای از ابهام مانده است. یکی از مهمترین زمینههای شناخت چنین تعاملاتی، پهنۀ گستردۀ رمانها است. هدف مطالعۀ حاضر، تحلیل نحوۀ بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمانهای سهگانۀ محمد حجازی مربوط به دورۀ پهلوی اول است. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نشانهشناسی اجتماعی کرس و ونلیون است. واحد تحلیل جمله و کانون تحلیل، مضامین مرتبط با انواع تعاملات زنان در رمانهای مذکور است. یافتهها در سه بعد فرانقش بازنمودی، تعاملی و ترکیبی گزارش شده است. در کل میتوان گفت انواع بازنماییهای زنان بیانگر رابطهای تخاصمی بین دالهای سهگانۀ دین، سنت و مدرنیته است. به تعبیری، هردو گفتمان سنتی و مدرنیته به موازات هم شکلدهندۀ هویت و تعاملات زنان هستند. زنان در دستهبندیهای ضعیف- قوی، فعال- منفعل و فرادست- فرودست بازنمایی شدهاند و روابط درونجنسیتی و بینجنسیتی متفاوتی را تجربه میکنند. نتیجهگیری کلی تحقیق این است که زنان داستانهای حجازی ابژههای صرف و منفعل نیستند، بلکه بسته به جایگاهشان متفاوت عمل نموده و تاکتیکهایی را برای مقابله با جو اجتماعی مردسالارانۀ فراگیر اجرا میکنند؛ بنابراین همۀ زنان الگوهای کنشی و تعاملاتی مشابهی ندارند و انواع کارویژهها و تعاملات آنان را نمیتوان ذیل یک الگوی ارتباطی کلی و فراگیر سادهسازی کرد.