نسبت تیپ هنری به گروش پوشاک و بررسی عوامل تأثیرگذار در آن (مطالعۀ موردی: دختران و زنان 20 تا 40 سال شهر تهران در سال 1400-1401)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران

2 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران

doi
10.22059/jwica.2024.363841.1955
چکیده

پوشاک زنان در نقش پدیده‌ای اجتماعی پس از انقلاب، تغییرات فراوانی پیدا کرد و سبک خیابانی پوشش روزمره تنوع یافت. با توجه به آنکه تیپ هنری یکی از سبک‌های رایج پوشش دهه‌های اخیر و از خرده‌فرهنگ‌های شکل‌دهندۀ فرهنگ ایرانی است، پژوهش حاضر با هدف شناخت تیپ هنری به گروش پوشاک دختران و زنان شهر تهران صورت گرفته و نسبت تیپ هنری به گروش پوشاک و عوامل اثرگذار در آن را بررسی می‌کند. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعۀ آماری آن شامل دختران و زنان 20 تا 40 سالۀ هنری‌پوش است. حجم نمونه 123 نفر از بین گروه‌های هنری و غیرهنری انتخاب شد و جمع‌آوری داده‌ها با پرسشنامۀ محقق‌ساخته صورت گرفت. براساس یافته‌ها، رشتۀ تحصیلی و شغل هنری با گروش به تیپ هنری ارتباط دارد. بین تنوع و آزادی در طرح و رنگ، اکسسوری‌ها، جذابیت، به‌کارگیری و تلفیق نقوش سنتی، مدرن و دست‌دوز، ارتباط معنادار وجود دارد. گسترش تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی، افزایش هنرمندان دانشگاهی و غیردانشگاهی، بازاندیشی هویت زنان در جامعۀ ایران با گروش به تیپ هنری ارتباط معناداری دارد. طبق نتایج، تیپ هنری در بین هنرمندان، فراوانی بیشتری دارد. خاستگاه خانوادگی تأثیری در گروش به این سبک ندارد. گروش رشته‌ها و مشاغل غیرهنری نشان داد تیپ هنری به‌عنوان یکی از سبک‌های خرده‌فرهنگ خاص بر سایر افراد جامعه تأثیرگذار است. طیف وسیع طرح، رنگ و مدل بیشترین تأثیر را در گروش به تیپ هنری نشان داد