بررسی سیمای زنان ایرانی عصر صفوی بر پایۀ تصویرشناسی فرهنگی (مطالعۀ موردی: سفرنامه‌های سانسون و تاورنیه)

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، گرایش ادبیات تطبیقی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22059/jwica.2023.359649.1919
چکیده

هویت فرایند پاسخگویی آگاهانۀ فرد، قوم و ملت به «چیستی و کیستی» خود است و شناخت ارزش‌های هویت تاریخی هریک در تحقق اهداف مهم فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن‌ها کارگشا است. تصویرشناسی فرهنگی فرهنگ جوامع بشری و ویژگی‌های آن را از رهگذر آثار ادبی و هنری بررسی می‌کند و موضوع آن، بیشتر بررسی بازتاب ذهنیت یا استدلال فرد، گروه و ملت و تصویر آن‌ها در سفرنامه‌ها است. سیاحان مستشرق، سیمای زنان ایرانی را در سفرنامه‌های خود آورده‌اند؛ چنان‌که جهانگردانی مانند تاورنیه و سانسون جایگاه، نقش و هویت زنان ایرانی عصر صفوی را توصیف و گاهی بر پایۀ کلیشه‌های ذهنی قضاوت کرده‌اند. این پژوهش با هدف تبیین جایگاه، نقش و هویت زنان ایرانی عصر صفوی در سفرنامه‌های تاورنیه و سانسون بر پایۀ انگارۀ تصویرشناسی فرهنگی به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و نگاه واقعی و کلیشه‌های ذهنی این جهانگردان را به زنان ایرانی عصر صفوی بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نگاه واقعی و کلیشه‌ای این سفرنامه‌نویسان را به زنان ایرانی نشان داده است؛ به‌طوری‌که زیبایی، ازدواج، پذیرش چندهمسری، باروری و پسرآوری، مهم‌ترین خواستۀ جامعۀ مردسالار این دوره از زنان منفعل جامعه بوده است. بااین‌حال برخورد جامعۀ مردسالار با زنان درباری متفاوت است؛ چنان‌که این زنان افزون بر ویژگی‌های مذکور، همواره برای کسب مهارت و حضور در عرصه‌های اجتماعی تلاش کرده و مهارت‌هایی مانند شکار، تیراندازی، اسب‌سواری، گل‌دوزی و... کسب کرده‌اند و سفرنامه‌نویسان این عدم انفعال را در کلیشه‌های ذهنی به زنان عامه نیز نسبت داده‌اند.