بازتاب مفهوم فرودست اسپیواک در نمایشنامه‌های نه بخش از میل هیدر رافو و مستانه، تاریخ فراموشان از نغمه ثمینی

نویسندگان

1 استادیار، گروه ادبیات نمایشی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 گروه ادبیات نمایشی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22059/jwica.2023.367618.1984
چکیده

پژوهش حاضر با استفاده از نظریات گایاتری چاکراورتی اسپیواک در حوزۀ مطالعات فرودستان به بررسی تطبیقی دو نمونه از آثار ادبیات نمایشی معاصر، نه بخش از میل اثر هیدر رافو و مستانه، تاریخ فراموشان اثر نغمه ثمینی می‌پردازد. اسپیواک معتقد است مطالعات تطبیقی غرب در حوزۀ ادبیات جهان، که امروزه عمدتاً همگام با منطق جهانی‌سازی در عصر سرمایه‌داری انجام می‌گیرد و تحت سلطۀ قدرت‌های جهانی قرار دارد، پژواکی درست از تاریخ و تجربیات جهان‌شمول نیست و مختص تفکرات غرب است. او در هنگام پرداختن به سوژه‌های فرودست، به‌خصوص جنسیت زنانه، صرفاً ظاهری از آن را در جهت اهداف خود ارائه می‌دهد و به یک سیاست آرمانی و ذات‌گرایانۀ محدود می‌رسد. حال آنکه سوژۀ فرودست هنگامی‌که در مقام یک زن سخن می‌گوید و عمل می‌کند می‌داند که جنسیت در حال رشد و فراگیری، بهترین حالت ممکن برای اوست. در سایۀ این بازی بداقبال است که تاریخ فرودستی که مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته است، باید توسط خود فرودستان و افراد در حاشیه آشکار شود. در پژوهش پیش‌رو، با تمرکز بر داده‌های نظری اسپیواک در مرگ یک رشته، «آیا فرودست می‌تواند سخن بگوید» و «بازاندیشی بر تطبیق گرایی»، نشان داده می‌شود که فرودست می‌تواند از خلال ادبیات، خود و تجربیات نابش را بدون کمک، اصلاح و قدرت‌های جهانی به بیان و نمایش درآورد.