تأثیر اقلیتهای فضایی بر قدرت ملی (با تأکید بر اقلیتهای قومی)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
2 استادیار دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران
3 کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران، مدرس دانشگاه خاتمالانبیاء (ص)
doi
10.22059/jhgr.2017.61667چکیده
مفهوم قدرت ملی بعد از پیدایش و شکلگیری دولتهای ملی از اروپا به سایر نقاط گسترش یافت و اکنون دستیابی به آن برای همة کشورها، مهمترین سازوکار تحقق منافع و اهداف ملی محسوب میشود. قدرت ملی با منشأ و مبادی گوناگون نظامی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فناورانه، جغرافیایی و... در یک کارکرد جمعی حاصل میشود، درحالیکه عوامل مختلفی دولتها را در حصول و تحقق آن مرتب با تهدید روبهرو میسازد. درنتیجه، گسترش کشمکشهای قومی و افزایش اهمیت آن در سیاست بینالملل، وجود قومیتها و بهتبع آن تصور تضعیف قدرت ملی به فرضیهای تعمیمپذیر در تحلیل مناسبات قومیت و چالش حاکمیت سیاسی تبدیل شده است. در همین راستا، «ترکیب ملت»، «کمیت اقلیت» و «مشارکت سیاسی مردم (اقلیت)» از نظر اینکه نشاندهندة میزان همگونی یا ناهمگونی جمعیت کشور و میزان مشارکت سیاسی مردم جامعه در مشروعیتبخشیدن به نظام حاکم است، همواره بهعنوان عاملی قدرتآفرین مدنظر دولتهاست. براساس استدلال پژوهش حاضر، روابط متقابل گروههای اقلیت (قومی، مذهبی و...) و حاکمیت کشورها بر افزایش یا کاهش قدرت ملی نقشی مؤثر دارد. روش این تحقیق توصیفی- تحلیلی است و نتایج آن نشان میدهد تلفیقی از خواست اقلیتها، ضعف حاکمیت ملی و همچنین حمایتهای عوامل خارجی ممکن است نقش اقلیتها را در کاهش قدرت ملی کشورها افزایش دهد.