بازاندیشی در مفهوم Territory از نگاه جغرافیای سیاسی ایران
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
2 استادیار تاریخ ایران، دانشگاه تهران
3 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
4 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhgr.2017.61889چکیده
بیشک، واژههای تخصصی هر علم زبان گویای آن علم است و زبان علمی، همبستۀ جداییناپذیر هر علم محسوب میشود. پژوهش در هر علمی مستلزم بهدستدادن مجموعهای منسجم از واژگان خاص آن رشته، برابرنهادههای آنها و ارائة تعریفی دقیق از آنهاست. جغرافیای سیاسی واژههای متعددی مانند مکان، فضا، مقیاس و سرزمین و نظایر آن دارد که جزء مفاهیم مورد مجادله هستند. مفهوم Territory یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین مفاهیم رشته است. انتخاب معادل مناسب برای این واژه به یکدستی آن در نوشتههای تخصصی این رشته و رفع سردرگمی و برداشتهای ناهمگرا میان خوانندگان و مخاطبان کمک بسیار میکند. پژوهش حاضر که از نوع بنیادی ـ نظری است و بهصورت توصیفی ـ تحلیلی با استفاده از منابع دست اول فارسی و لاتین انجام گرفته است، در پی پاسخ به چیستی و ماهیت مفهوم تریتوری و نیز معادلگزینی مناسب در ادبیات جغرافیای سیاسی به زبان فارسی است. مطابق یافتههای تحقیق در معادلگزینی واژۀ تریتوری فراتر از برداشت جغرافیدانان طبیعی و جغرافیدانان انسانی به کار میرود؛ جغرافیدانان طبیعی آن را بهمعنای چارچوبی برای فرایندهای طبیعی میدانند و جغرافیدانان انسانی واژۀ مزبور را عرصهای ایستا برای رویدادهای انسانی بهکار میبرند. از منظر جغرافیای سیاسی، قلمرو تنها چارچوب فیزیکی و فضایی برای اقدامات انسان نیست؛ بلکه بازتاب روشنی از «روابط قدرت بین کنشگران سیاسی» است، بهطوریکه در آن ابعادی متعدد و مهم از زندگی اجتماعی و قدرت اجتماعی نظیر ابعاد کارکردی «کنترل فضا»، «بازیگران سیاسی»، «مرزبندی و اعمال حاکمیت انحصاری» مطرح میشود. درنتیجه، قلمرو محدودهای است که شخص در محتوای آن برای کنترل روشهایی نظیر «دفاع»، «کنترل»، «محرومسازی» و «مشمولسازی» تلاش میکند. برایناساس، تریتوری در ادبیات جغرافیای سیاسی به فضایی محدودشده گفته میشود که با مرز مشخص شده است و اعمال قدرت و نظارت را برای حکومت فراهم میکند و بدینترتیب قلمرو اعم از سرزمین است؛ زیرا سرزمین بخش فیزیکی و انسانی (غیرسیاسی) قلمرو است.