تحلیل مفهوم جنسیت در نمایشنامۀ «خشکسالی و دروغ» با استفاده از رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک

نویسندگان

1 استاد گروه جامعه‌شناسی و برنامه‌ریزی اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم اجتماعی، گروه جامعه‌شناسی و برنامه‌ریزی اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

doi
10.22059/jwica.2024.363784.1952
چکیده

آثار هنری، بخشی اساسی از فرهنگ یک جامعه و منعکس‌کنندۀ وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه هستند. پژوهش پیش‌رو به تحلیل گفتمان انتقادی نمایشنامۀ خشکسالی و دروغ نوشتۀ محمد یعقوبی می‌پردازد تا مطالعه کند که مفهوم جنسیت در این متن زبانی در قالب چه گفتمان‌هایی تولید یا بازتولید می‌شود. یعقوبی از نمایشنامه‌نویسانی است که در بیشتر آثارش، مضمون روابط میان زن و مرد در محیط خانواده و نقش‌های جنسیتی، برجسته است. برای نیل به هدف پژوهش، نظریه‌های مربوط به جنسیت از بعد زیست‌شناختی، فرهنگی و گفتمانی مطرح شده‌اند و در بخش روش تحقیق، رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک که پس‌زمینه‌های تاریخی-اجتماعی متون را برای تحلیل درنظر می‌گیرد، انتخاب شده است. بهره‌گیری از افق تاریخی-اجتماعی دهۀ هشتاد و تحلیل متن نمایشنامه با استفاده از راهبرد‌های پنج‌گانۀ وداک و بررسی مضامین کلیدی مندرج در آن نشان می‌دهد در نمایشنامۀ خشکسالی و دروغ، تعریف جنسیت و نقش‌های جنسیتی در وضعیتی میان گفتمان سنتی رسمی مسلط و گفتمان مدرن (به‌عنوان گفتمان رقیب) که امکان بروز آن در دهۀ هشتاد فراهم شد، تولید می‌شود. همچنین نویسندۀ متن به‌خوبی توانسته موقعیت جامعۀ در حال گذار به‌سمت مدرنیتۀ ایران در دهۀ هشتاد و پیامدها و تحولات ایجادشده به سبب آن در عرصۀ خصوصی خانواده و روابط زناشویی را در خصایص شخصیت‌هایش بازنمایی کند.