بررسی پایداری ژنتیک گیاهچه‌های حاصل از کشت بافت برخی از رقم‌های خرما با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره

نویسندگان

1 استادیار، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه شهرکرد

2 دانشجوی سابق دکتری، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج

3 استادیار، پژوهشکدۀ زیست‌فناوری و مهندسی زیستی، دانشگاه صنعتی اصفهان

4 استادیار، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان، خوزستان

5 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان، خوزستان

doi
10.22059/ijhs.2017.138947.899
چکیده

خرما با نام علمی Phoenix dactylifera گیاهی تک‌لپه، دو پایه و با عمر طولانی و چندساله است که اهمیت اقتصادی بالایی در کشور ایران دارد. افزایش درختان آن با استفاده از پاجوش کند و هزینه‌بر است، به همین دلیل امروزه از روش­های افزایش دیگری از جمله کشت بافت استفاده می­شود. روش کشت بافت منجر به تنوع همسانۀ بدنی (سوماکلونال) می­شود که ناشی از تنوع اپی­ژنتیک غیر قابل وراثتی است که در نتیجۀ تغییرپذیری پدیدگانی (فنوتیپی) موقت به وجود می­آید. لذا نبود ثبات ژنتیک نهال­های کشت بافتی باعث تمایل نداشتن نخل­داران در استفاده از این نوع نهال­ها است. در این پژوهش بررسی ثبات ژنتیک، ده نژادگان (ژنوتیپ) از خرمای پاجوشی و کشت بافتی ناشی از اندام­زائی مستقیم در رقم‌های ایرانی با استفاده از بیست جفت آغازگر ریز ماهواره­ای ارزیابی شد. نتایج نشان داد، از بین جفت آغازگرهای مورد استفاده، چهار آغازگر mPdCIR044، PDAAG1023، DP172 و PDAAG1025 قادر به تمایز بین رقم‌ها و بیان چندشکلی بودند. برابر با این نتایج درمجموع 38 آلل با میانگین 9/1 آلل در هر مکان ژنی افزایش و امتیازبندی شد. هیچ‌کدام از آغازگرها تفاوتی بین نمونۀ کشت بافتی و پاجوشی درون هر رقم نشان ندادند. نتایج تجزیۀ خوشه­ای با استفاده از روش Ward رقم‌ها را به دو گروه اصلی تقسیم کرد. نتایج این بررسی نشان داد، درختان خرمای به‌دست‌آمده از روش افزایش کشت بافت (اندام­زائی مستقیم) از لحاظ ژنتیک مانند گیاهان مادری بوده است، لذا روش افزایش سریع نمونه­های خرما به‌منظور تولید نهال با استفاده از اندام­زائی مستقیم در شرایط درون شیشه­ای توصیه می­شود.