بررسی تطبیقی روان‌شناسی رنگ در شعر معاصر زنان ایران و افغانستان براساس نظریۀ ماکس لوشر؛ مطالعۀ موردی: اشعار فروغ فرخزاد و خالده فروغ

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بلخ، افغانستان

doi
10.22059/jwica.2023.358006.1917
چکیده

رنگ، که از معیارهای سنجش شخصیت در روان‌شناسی جدید است، تأثیری خاص بر روان و جسم بیننده برجای می‌گذارد و نمایانگر اوضاع و احوال روحی اوست. در رویکرد روان‌شناسی رنگ ماکس لوشر، ترجیح در انتخاب رنگ‌ها به شناخت روان انسان‌ها کمک می‌کند. در این پژوهش، شعر فروغ فرخزاد و خالده فروغ، از شاعران معاصر جریان رمانتیک ایران و افغانستان، براساس نظریۀ مذکور واکاوی شده است. کیفیت و میزان کاربرد رنگ‌ها در اشعار این دو شاعر نشان می‌دهد در شعر فروغ فرخزاد رنگ سیاه در انتخاب اول قرار دارد و بیانگر کشمکش‌های درونی، ناخشنودی و انزجار او از محیط و بیان افسردگی و انزوای اوست. اما کاربرد پربسامد رنگ سبز در کنار سیاه حکایت از امیدواری او برای تغییر سرنوشت و تحول جامعه دارد. انتخاب نخست خالده فروغ اما رنگ سبز ـ نماد ایمان، آزادی و آرامش- است و سیاه در کنار آن بیانگر استبداد، خفقان و نابسامانی‌های اجتماعی است. بررسی دفترهای اشعار این دو شاعر حاکی از آن است که اندک‌اندک طیف‌های آرام و امیدبخش جای رنگ‌های تیره را می‌گیرند و این بیانگر تمایل و امید آن‌ها به زندگی بهتر و علاقه به ایجاد تغییر برای به‌تصویرکشیدن احساساتشان است.