خوانش تطبیقی زنانه نویسی در رمان ذاکرة الجسد نوشتۀ احلام مستغانمی و هرس نوشتۀ نسیم مرعشی براساس بعد زبانی نظریۀ الین شوالتر

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

2 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

3 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

doi
10.22059/jwica.2023.357769.1912
چکیده

در متن امروزه ایده‌ها و انگاره‌های فمینیستی، ابزار مناسبی برای بررسی میزان تأثیر رویکرد فمینیستی در ساختار اثر ادبی است. در این میان، نظریه ابعاد چهارگانه «الین شوالتر» منتقد نامور آمریکایی سدۀ بیستم، این فرصت را برای نقد نوشتار زنانه اثر فراهم می‌سازد و با اتکا بر آن می‌توان جایگاه زنان را در آثار ادبی نویسندگان زن و مرد شناخت. از این‌ رو پژوهش حاضر با رویکرد آمریکایی در ادبیات تطبیقی و روش توصیفی-تحلیلی با تکیه بر نظریۀ شوالتر، رمان ذاکرة الجسد از احلام مستغانمی (الجزایری) و رمان هرس از نسیم مرعشی (ایرانی) را برای نقد نوشتار زنانه برگزیده و آن را بر پایۀ بعد زبانی از ابعاد چهارگانۀ الین شوالتر مطالعه می‌کند تا میزان کاربرد مؤلفه‌های زبانی زنانه و تعلق هرکدام از آثار به سنت‌های نوشتاری مشخص و شناخته شود. مطابق دستاوردهای تحقیق، هردو نویسنده در کاربرد مؤلفه‌های زبانی مطابق قواعد نوشتار زنانه عمل کرده‌اند و با اطمینان خاطر و با تکیه بر استقلال زنانه به نگارش اثر پرداخته و در نتیجه گفتمان زنانگی را تقویت کرده‌اند. از جهت تفاوت، میزان کاربرد برخی از عناصر زنانه مانند پرداختن به رنگ‌واژه‌ها، جزئی‌نگری در رمان مرعشی بیش از رمان مستغانمی است؛ زیرا با اینکه در رمان مستغانمی شخصیت اصلی زن است، شخصیت‌های مرد داستان نیز حضور و نقش فعالی دارند، اما رمان مرعشی زنانۀ صرف است. در هر دو رمان نشانه‌های اندکی از تلاش زنان برای برون‌رفت از سنت فمینیسم و ورود به سنت مؤنث دیده می‌شود.