در جست وجوی زبان زنانه: مطالعۀ آثار هنرمندان زن ایرانی با الهام از تجربه های دوختن و بافتن

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و ارتباطات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jwica.2023.360345.1923
چکیده

در بسیاری فرهنگ‌ها، بافندگی و نساجی به‌عنوان پیشه و صنعت، اغلب کار مردان و در قلمرو خانه، اغلب کار زنان بوده است. تمایز میان محل کار و خانه در دوران مدرن موجب تمایز میان دوزندگی حرفه‌ای مردان و بافتنی‌ها و سوزن‌دوزی‌های تفننی زنان شد. از نظر منتقدان فرهنگی، بافتنی‌ها و سوزن‌دوزی‌های زنان فقط نشانگر ذوق زنانه یا عشق به خانه نبود، بلکه نشانگر الگوهای تحمیل‌شده به زن خانه‌دار، مطیع و سازگار بود. هدف این مقاله پرداختن به آثار هنرمندان معاصر زن ایرانی است که با الهام از دوختن و بافتن، در جست‌وجوی زبان زنانه هستند. از این‌رو پرسش اصلی این است که هنرمندان زن هنرهای تجسمی، چگونه و با چه شیوه‌هایی بافتن و دوختن را به راهی برای جست‌وجوی زبان هویت زنانه تبدیل کرده‌اند. برای پاسخ به این پرسش با ترکیب روش‌های «تحلیل رویداد» و «تحلیل روند»، پنج نمایشگاه هنری «تجلی احساس»، «سو+زن»، «زنان می‌سازند»، «نخش» و «پرسبوک» مطالعه و تحلیل شد. نتایج نشان‌دهندۀ تغییرات تجربۀ هنرمندان زن معاصر ایران طی سه دهۀ 1370 تا 1400 است. هنرمندان طی دهۀ 1370- به‌ویژه در رویداد هنری مخصوص زنان با عنوان «تجلی احساس»- دوختن و بافتن را به‌عنوان زنانگی مادرانه و مهارت زن در چارچوب کار خانگی و گاه سنتی و روستایی تصویر کردند، اما در پی تغییرات اجتماعی- فرهنگی دهۀ 1380 در رویدادهای هنری مانند نمایشگاه «سو+زن» و «زنان می‌سازند» و «پرسبوک» شاهد به‌کارگیری دوختن و بافتن همچون کنشی انتقادی و زبانی توسط هنرمندان زن برای بازاندیشی هویتی زنان در دهۀ 1380 و 1390 هستیم.