بررسی تاثیرات مستقل و متقابل تغییرات شناختی تکالیف معنا محور و استعداد زبانی بر روی مهارت نوشتاری زبان آموزان ایرانی
نویسندگان
1 استاد یار گروه آموزش زبان انگلیسی دانشگاه تبریز
2 استادیار گروه علوم پایه ، دانشکده پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز
doi
10.22059/jflr.2019.283495.645چکیده
هدف این جستار؛ بررسی تاثیرات اصلی و همکنشی پیچیدگیشناختی (Cognitive complexity) فعالیتهای معنامحور(Meaning-based Tasks) و همچنین استعداد زبانآموزی(Language learning aptitude )بهعنوان یک تفاوت فردی روی کارکرد 226 زبانآموز ایرانی، با سطح متوسط زبانی در فعالیت نامهنگاری از لحاظ پیچیدگی لغوی(Lexical complexity )، پیچیدگی ساختاری(Structural complexity )و صحت دستوری(Accuracy) بوده است. پیچیدگیشناختی فعالیتهای معنامحور هم از لحاظ عوامل جهتدهندۀ منابع(Resource-directing factors )و هم از لحاظ عوامل متفرق کنندۀ منابع(Resource-dispersing factors )تغییر داده شد. در آغاز، زبانآموزان بهصورت تصادفی بهسهگروه آزمایشی تقسیم شدند تا هر کدام فعالیت متفاوتی از لحاظ پیچیدگیشناختی دریافت کنند. هر گروه بهترتیب شامل 70، 76، 80 نفر میشد. سپس در هر گروه، تعدادی مساوی از زبانآموزان با استعداد زبانآموزی بالاتر و پایینتردر دو گروه با زمان برنامهریزی(Planning time )و بدون زمان برنامهریزی جای داده شدند. بهگروه اول 10 دقیقه زمان برای برنامهریزی پیش از آغاز نگارش داده شد، در حالیکه گروه دوم بیدرنگ شروع بهنوشتن کردند. نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) نشانداد که: 1) فراهم کردن زمان برنامهریزی پیش از انجام فعالیت، موجب افزایش معنادار پیچیدگی ساختاری شد،2) افزایش پیچیدگی فعالیت از لحاظ مقدار بار استدلالی ارادی(Intentional reasoning demands ) منجر بهافزایش پیچیدگی ساختاری و پیچیدگی لغوی شد، اما تاثیر معناداری روی صحت دستوری مشاهده نشد، 3) اثر همکنشی معناداری بین پیچیدگیشناختی و زمان برنامهریزی بر روی صحت دستوری دیده شد و 4) تاثیر همکنشی سه طرفهای بین استعداد زبانآموز ودیگر متغیرها بر صحت دستوری مشاهده شد. نتایج این پژوهش میتواند درک ما را از چگونگی مداخله تفاوتهای شناختی زبانآموزان در فرایندهای شناختی نگارش فعالیتهای تغییر داده شده از لحاظ شناختی افزایش میدهد.