تأثیر قارچ قارچریشۀ آربسکولار (Glomus mosseae) برجذب و توزیع برخی عنصرهای غذایی (فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، سدیم، کلر، روی و مس) در دانهال‌های پستۀ سرخس، ابارقی و بنه‌باغی در شرایط تنش شوری

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ولی‌عصر(عج)، رفسنجان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ولی‌عصر(عج)، رفسنجان، ایران

3 دانشیار، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ولی‌عصر(عج)، رفسنجان، ایران

doi
10.22059/ijhs.2017.46981.506
چکیده

این پژوهش برای تعیین اثر همزیستی قارچ میکوریز آربسکولار (Glomus mosseae) و مقایسۀ سه پایه پسته از نظر جذب و توزیع عنصرهای غذایی فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، سدیم، کلر، روی و مس در تنش شوری انجام شد. بدین منظور آزمایشی گلخانه‌ای در قالب طرح کامل تصادفی به‌صورت فاکتوریل با سه عامل: میکوریز (میکوریز و بدون میکوریز)، شوری آب آبیاری (5/0، 5، 10 و 15 ds/m) و پایه (سرخس، ابارقی و بنه باغی) اجرا شد. نتایج نشان داد، سطوح مختلف شوری موجب کاهش همزیستی و جذب عناصر (فسفر، پتاسیم، کلسیم، روی و مس) در پایهها شد و با افزایش سطح شوری تجمع سدیم و کلر در ریشه و شاخساره افزایش یافت. توزیع عنصرها تحت تأثیر تیمار میکوریز قرار گرفت به‌طوری‌که میزان عنصرهای فسفر، پتاسیم، سدیم و کلر در ریشه کمتر از شاخساره بود. گیاهان دارای میکوریز در مقایسه با گیاهان بدون میکوریز غلظت بالاتری از فسفر، پتاسیم، کلسیم و روی داشتند همچنین غلظت سدیم و کلر در گیاهان میکوریزی کمتر از گیاهان بدون میکوریز بود. در مجموع همزیستی پایه‌های پسته با میکوریز سبب افزایش مقاومت به تنش شوری شد که دست‌کم می‌توان بخشی از آن را به افزایش جذب برخی از یون‌های کانی کم‌تحرک مانند فسفر و روی و فراهم نمودن تنظیم اسمزی بیشتر نسبت داد. پایۀ بنه‌باغی نسبت به دو پایۀ دیگر محتوای سدیم و کلر کمتری در ریشه و شاخساره داشت که می‌تواند دلیلی برای مقاومت بیشتر این پایه در مقایسه با دو پایۀ دیگر در برابر شوری آب آبیاری باشد.