تأثیر روابط بینامتنی داستان بلند مار و مرد در جلب مشارکت مخاطب در جریان خوانش متن (با درنظرگیری نقش شخصیت زن در خوانش بینامتنی اثر)

نویسندگان

1 استادیار گروه هنر و معماری، دانشکدۀ هنرهای تجسمی و مطالعات عالی هنر، دانشگاه تهران، ایران

2 استادیار گروه هنر و معماری، دانشکدۀ هنرهای تجسمی و مطالعات عالی هنر، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jwica.2023.366445.1975
چکیده

داستان بلند مار و مرد (1355-1357) اثری از سیمین دانشور است که براساس روایت‌های اسطوره‌ای، متون مقدس و روایت‌های مذهبی نوشته شده است. مبنای نظری این نوشتار در مطالعه و بررسی سهم بینامتنی روایات مذکور در ساخت و پرداخت آن اثر ادبی، تعریف نظری لوران ژنی از مفهوم بینامتنیت در مقالۀ «راهبرد اشکال» است که در آن، در تفاوت دریافت خود از بینامتنیت (معروف به بینامتنیت نرم) و بینامتنیت ژولیا کریستوا (معروف به بینامتنیت سخت) پیشنهاد می‌کند: زمانی باید از بینامتنیت سخن به میان آورد که بتوان عناصری فراتر از واحد لغوی از متن پیشین را در متن جدید بازیابی کرد. به عبارت دیگر ارتباط متن‌های مورد نظر، فراتر از ارتباط واژگانی و روابط صوری است. ژنی ارتباط بینامتنی دو متن را نه با جمع مبهم و مرموز تأثیرات یکی بر دیگری، بلکه با میزان ارتباط درونی دو متن با یکدیگر و چگونگی نفوذ و تأثیرگذاری یکی بر دیگری مرتبط دانسته و بر دو نوع بینامتنیت قوی و ضعیف تأکید می‌کند. از نظر او، زمانی که دو متن دست‌کم از دو جنبۀ صوری و مضمونی با هم ارتباط داشته باشند، بینامتنیت قوی و زمانی که ارتباط متون با یکدیگر در یکی از این دو سطح متوقف شود، بینامتنیت ضعیف برقرار می‌شود. پژوهش حاضر از حیث نوع، مطالعه‌ای کیفی محسوب می‌شود. داده‌های مطالعاتی جستار از منابع کتابخانه‌ای مهیا شده است. پردازش تحلیل داده‌ها با روش توصیفی-تحلیلی انجام می‌شود. جستار در نتیجه با رابطه‌جویی کاربست شخصیت زن و بینامتنیت، متن مار و مرد را از دیدگاه خوانش مخاطب بارت تبیین می‌کند.