تأثیر مناسبات هیدروپلیتیک بر فرایند ملت‌‎سازی: نمونه پژوهی ابرسازه سد راغون در تاجیکستان

نویسندگان
doi
10.22067/jwsd.v7i4.86939
چکیده

پیگیری و ساخت ابرسازه‏ها توسط حاکمان، جایگاه ویژه‎ای در فرایند ملت‌سازی بسیاری از کشورها داشته است. در کشورهای پساشوروی، حاکمان برای نمایاندن مشروعیت خود، طی دو دهه گذشته از راه ایجاد زیرساخت‌های کلان آب‏پایه، در پی مدیریت سیاسی فضا و حفظ نفوذ و کنترل اجتماعی بوده‌اند. سد راغون در تاجیکستان ابرسازه‏ای روی رودخانه وخش است، در صورت انجام با بلندای 335 متر، افزون بر اینکه بلندترین سد جهان است، زمینه خودکفایی انرژی این کشور را فراهم می‎کند. شناسه‏های یاد شده با ارائه تصوری ژئوپلیتیک از پیشرفت و سرافرازی ملی، ‌توانسته در پیدایش و تواناسازی گفتمان ملی‌گرایانه در این کشور نقش بیافریند. مقاله حاضر بر این فرضیه استوار است که معنای نمادین سد راغون در فرایند ملت‎سازی کدی ژئوپلیتیک برای توضیح پافشاری دولت تاجیکستان طی دو دهه گذشته برای به فرجام‏رسانی این طرح پرهزینه و تنش‌زا با کشورهای همسایه است. اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش کتابخانه‎‌ای گرداوری و روش‏شناسی حاکم بر متن ماهیتی توصیفی-تحلیلی دارد. نتیجه پژوهش نشان داد ایده ساخت سد راغون، نخبگان سیاسی تاجیک را قادر می‏سازد با انحراف توجه مردم از چالش‏های درونی، آینده بهتری را برای آنها نوید داده و با برانگیختن حس غرور ملی و افزودن بر مشروعیت خود، بقای کشور و حکومت را تضمین نمایند. همچنین مخالفت ازبکستان با ساخت سد راغون می‌تواند به‏ عنوان نوعی هماوردی هیدروپلیتیک در راستای تقویت همبستگی ملی در برابر دشمن ازبک مورد بهره‏برداری قرار گیرد. زیرا کسانی که ساخت آن را به چالش می‌کشند، دشمن ملت هستند.