نوآوری ملاصدرا نسبت به ابنسینا در تبیین وجود شناختی خُلقیات
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
doi
10.22108/coth.2025.142094.1917چکیده
خُلقیات انسان از ارکان مهم در شخصیت انسان است که تبیین حقیقت آن از دیدگاه فلسفی ضرورت دارد. این مقاله در نظر دارد رویکرد وجود شناختی ملاصدرا را نسبت به رویکرد ماهوی ابنسینا در تبیین خُلقیات بررسی کند. بر مبنای ابنسینا، خُلقیات اعراضی هستند که در نتیجۀ رابطۀ نفس با بدن، بر جوهر نفس افاضه و موجب استکمال نفس میشوند. ملاصدرا ضمن ایراد اشکالات بر نظریۀ یادشده، با تحول در مبانی انسانشناسی، معتقد بود خُلقیات ملکاتی جوهری هستند که به واسطۀ عملکرد بیشتر یکی از قوا و با بستریسازی علل معد (تکرار فعل، مزاج و اجتماع) طی حرکت جوهری اشتدادی منجر به سعۀ وجودی نفس میشوند و در نتیجه بیانگر صورت و مرتبۀ وجودی نفس هستند. به این ترتیب، صدرا برخلاف ابنسینا خُلقیات را کمال ثانوی نمیداند، بلکه آن را کمال اولی معرفی میکند و به همین دلیل، تبیینی دقیقتر ارائه میدهد که در سایر مسائل مرتبط همچون مراحل شکلگیری و ملاک تقسیمبندی خُلقیات نیز تأثیرگذار خواهد بود.