مقایسه کیفیت زندگی زنان یائسه و غیر یائسه بعداز هیسترکتومی

نویسندگان

1 مربی گروه داخلی جراحی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران

2 مربی گروه آمار، دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران

3 استادیار گروه کودکان، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران

4 مربی گروه داخلی جراحی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران

doi
10.22038/ijogi.2011.5801
چکیده

مقدمه: هیسترکتومی یکی از شایع‌ترین جراحی‌های زنان است که 90% این موارد غیر اورژانس و به ‌منظور بهبود کیفیت زندگی زنان انجام می‌شود، اما مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی زنان هیسترکتومی شده، نتایج متفاوتی ارائه نموده‌اند. پژوهش حاضر با هدف تعیین کیفیت زندگی پس از هیسترکتومی در زنان ایرانی با یائسگی طبیعی و یائسگی به‌دنبال جراحی انجام شد.   روش کار: این مطالعه مقطعی روی180 زن که حداقل 3 ماه از هیسترکتومی آنها گذشته بود و با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند و در سه گروه یائسه قبل از هیسترکتومی، یائسه بعداز هیسترکتومی و غیر یائسه قرار گرفتند، انجام شد. کیفیت زندگی آنان با استفاده از ابزار 66 آیتمی کیفیت زندگی فرانتس پاورز بررسی شد. داده‌ها با شاخص‌های آمار توصیفی و آزمون مجذور کای، ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس آنووا به‌کمک نرم‌افزار SPSS (نسخه 14) تحلیل شد.   یافته‌ها: میانگین نمره کیفیت زندگی کل 55/2±93/11 با حداقل 5/8 و حداکثر 25/21 بود. میانگین نمره کیفیت زندگی در سه گروه یائسه قبل از هیسترکتومی، یائسه بعداز هیسترکتومی و غیر یائسه به‌ترتیب (73/2 ±54/12)، (31/2 ±4/11) و (51/2±58/11) بود. مقایسه میانگین دو گروه اول تفاوت معنا‌دار نشان داد (003/0p=). نمرات معیارهای این گروه کیفیت زندگی در ابعاد اجتماعی روانی تفاوت معنا‌دار بین سه گروه نشان داد.   نتیجه‌گیری: کیفیت زندگی به‌ویژه در ابعاد روانی و اجتماعی در زنانی که قبل از رسیدن به سن یائسگی هیسترکتومی می‌شوند پایین است. استفاده از روش‌های جایگزین به منظور تسکین علایم و انجام مشاوره روانی  بعنوان جزء ضروری و مکمل درمان پیشنهاد می‌شود.