تبیین سکوت سازمانی معلمان بر اساس بدبینی سازمانی با نقش میانجی فلاتزدگی شغلی
نویسندگان
1 استادیار، گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 استادیار گروه علوم تربیتی و مشاوره، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه محقق اردبیلی
doi
10.22054/jrlat.2025.82876.1805چکیده
سکوت سازمانی بهعنوان یکی از مسائل مهم در محیطهای آموزشی، میتواند مانعی بر سر راه تعاملات مؤثر و پیشرفت سازمان باشد. این پژوهش باهدف بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر سکوت سازمانی معلمان و نقش میانجی فلات شغلی دراینرابطه انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری (SEM) بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان ثلاث باباجانی بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به روش تصادفی طبقهای تعداد 200 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه فلاتزدگی شغلی آلن و همکاران (2004)، بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998) و سکوت سازمانی دینه و همکاران (2003) استفاده شد. روایی محتوایی و صوری پرسشنامهها توسط خبرگان تأیید شد و پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. نتایج تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که بدبینی سازمانی بر سکوت سازمانی اثر مستقیم دارد. همچنین، فلاتزدگی شغلی بر سکوت سازمانی و بدبینی سازمانی بر فلاتزدگی شغلی اثرگذار است. علاوه بر این، بدبینی سازمانی از طریق فلات-زدگی شغلی بر سکوت سازمانی اثر غیرمستقیم دارد. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بدبینی سازمانی معلمان بر سکوت سازمانی تأثیر مستقیم دارد و از طریق فلاتزدگی شغلی این اثر را تشدید میکند. بر اساس این یافتهها، پیشنهاد میشود مدیران با کاهش عوامل مرتبط با بدبینی سازمانی و فلاتزدگی شغلی، به کاهش سکوت سازمانی در محیطهای آموزشی کمک کنند.