مقایسۀ دیدگاه تایلر و مارت در باب صورت آغازین دین
نویسندگان
1 دانشیار گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22108/coth.2024.140818.1891چکیده
این مقاله، به روش توصیفی و تحلیلی است و به بررسی مقایسهای رویکرد دینشناختی تایلر و مارت، دو انسانشناس دین میپردازد. هرچند هر دو انسان را نقطه شروع و منشأ شکلگیری تجربه دینی معرفی میکنند، رویکرد تایلر در تعریف و تبیین دین عقلگرایانه و رویکرد مارت عاطفهگرایانه است. تایلر در تعریف دین بر باور تأکید کرده است و نخستین صورت دینی انسان را آنیمیسم میداند؛ در صورتی که مارت بر مؤلفههای روانشناختی احساس تأکید کرده و با بیان اینکه فعالیتهای دینی و مناسک بر باورداشتها و عقاید مقدم بوده است و در عواطف انسان ریشه دارد، نظریه جدیدی به نام «آنیماتیسم» یا تجربه مانا را دربارة صورت نخستین دین ارائه میدهد. مارت با رد تعریف تایلری موجود از دین، مبنی بر اعتقاد به موجودات روحانی، به تعریف حداقلی خود از دین پرداخت که شامل فرمول تابو - مانا است که تابو جنبه منفی و سلبی ماوراءالطبیعه و مانا جنبه مثبت و ایجابی آن است. مارت از متعلق آگاهی دینی به مانا یا امر قدسی تعبیر میکند. مانا احساس حضور یک قدرت یا نیروی شگفتانگیز و رمزآمیز است که گوهر دین ابتدایی را تشکیل میدهد. احساس مانا آمیزهای از هراس، اعجاب و جاذبه در انسان ایجاد میکند که موجب هیبت او میشود و نشاندهندة انقیاد، تسلیم و سرسپردگی است که با حیرت، امیدواری و حتی عشق همراه است. درواقع، هیبت در ارتباط انسان با ماوراءالطبیعه شکل میگیرد و ماوراءالطبیعه نیز چیزی بهجز مانا نیست.