بررسی تطبیقی زنانگی مطلوب در ادبیات عامیانه ایران و اروپا (مطالعة موردی گذر تکامل زناشویی در دو افسانة «شاه‌مار» و «دیو و دلبر»)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر دانشگاه مازندران

2 استادیار دانشکدة هنر و معماری دانشگاه مازندران

doi
10.22059/jwica.2022.338684.1758
چکیده

افسانه‌های محلی و داستان‌های پریان با استفاده از نماد‌ها و کهن‌الگوها سبب و توضیح‌دهندة کنش و واکنش‌های فردی و گروهی در یک جامعه‌اند. این مقاله به روش توصیفی و تحلیل روایت و با رویکرد تطبیقی به دو افسانة مشابه «زشت و زیبا» از فرهنگ اروپایی و «شاه‌مار» از فرهنگ ایرانی می‌پردازد. سؤال پژوهش آن است که در دو روایت مطالعه‌شده، چه چیزی به‌منزلة کمال مطلوبِ زن در عبور از گذر تکاملی دخترانگی به زنانگی به‌واسطة ازدواج تبیین شده است؟ برای رسیدن به پاسخ، با استفاده از مضمون «گذر» در آرای جان هینلز و تبیین ازدواج به‌مثابة «گذر تکامل زناشویی» بر‌اساس نظر جوزف کمبل دربارة سیر تکاملی قهرمان‌های اسطوره‌ای، وضعیت قهرمان زن دو افسانه در مرحلة گذر زناشویی مطالعه و تحلیل شده ‌است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد تکامل قهرمان داستان «دیو و دلبر» گذر از وضعیت دخترانگی به زنانگی به‌واسطة عشق و وصال با موجودی دیو‌صورت است که زیباییِ حقیقی پنهانش پس از تجربة عاشقانه آشکار می‌شود و داستان به انتها می‌رسد. اما در داستان «شاه‌مار» عشق و وصال زمانی شکل می‌گیرد که ماهیت انسانیِ دیو آشکار می‌شود و این نقطه، آغاز فرایند تکامل نهایی زن یعنی پذیرش نقش مادری است و حفظ عشق و ازدواج اهمیت اصلی و کمال نهایی معرفی می‌شود.