بازنمود سیمای زنان عیار در قصههای عامة عیاری؛ مطالعة موردی مجموعة «فرهنگ افسانههای مردم ایران» و «افسانههای ایرانی»
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان
3 عضو گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان
doi
10.22059/jwica.2022.332721.1703چکیده
در قصههای کوتاه عیاری فارسی، زنان نقش و حضوری برجسته، زنده، محوری و اثرگذار دارند که به انحاء و اشکال گوناگون در این متون انعکاس یافته است. گفتمان عیاری در تاریخ ایران، همواره در تقابل با نظم مسلط موجود شکل گرفته و درپی حقطلبی، برابریخواهی، رفع خودکامگی، تبعیض و ستم بوده است. زنان عیار در قصههای عیاری، نمایندة همین گفتماناند و بهنوعی خردهفرهنگ عیاری را در تقابل با نظام مردسرور ظالمانه و بیاخلاق نمایندگی میکنند. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است. در ابتدا قصههای عیاری زنانه گردآوری، سپس شیوة چارهاندیشیهای زنان دربرابر انواع ظلم و استبداد مردان، بهویژه در موضوع تبعیض جنسیتی، احصاء، تحلیل و تبیین شدهاند. براساس یافتههای پژوهش، بیشترین بسامد این چارهاندیشیها به تحقیر، فریب دادن، مبدلپوشی، استفاده از داروی بیهوشی و فرار مخفیانه اختصاص دارد. غالب مکرهایی که زنان بهکار میگیرند از نوع واکنشی هستند؛ یعنی در حکم پاسخهایی ازسوی زنان هستند که دربرابر تنوعطلبی جنسی مردان، بیعدالتی، نابرابری، ستم، زورگویی، خودکامگی، و اعمال قدرت جامعة مردسالار بهکار گرفته میشوند. در این بافت است که زنان مجال «مردانگی» مییابند.