تأثیر بسترهای کشت و همزیستی قارچ‌ریشه‌های آربوسکولار بر رشد و استقرار پایه‌های سیب ریزازدیادی‌شده MM106

نویسندگان

1 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه ارومیه

2 دانشیار، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه ارومیه

3 استادیار، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه ارومیه

doi
10.22059/ijhs.2016.58528
چکیده

ریزازدیادی یکی از روش‌های رایج افزایش کلون‌های سیب است. اما بقاء کم و رشد ضعیف این گیاهان پس از انتقال، استفادۀ گسترده از این روش را محدود می‌کند. میزان موفقیت این روش می‌تواند با استفاده از عامل‌های زیستی مانند همزیستی با قارچ­ریشۀ آربوسکولار افزایش یابد. در این پژوهش تأثیر همزیستی قارچ­ریشه و نوع بستر کشت بر رشد، استقرار بهتر پایه‌های سیب MM106 و کاهش تلفات گیاهان ریزازدیادی‌شده در مرحلۀ سازگاری بررسی شد. این پژوهش در شرایط گلخانه به­صورت فاکتوریل با دو عامل قارچ­ریشه در چهار سطح (Glomus inrtraradices، Glomus mosseae، G .mosseae + G. intraradices و شاهد) و بستر کشت در سه سطح (پیت‌ماس، پرلیت و مخلوطی از هر دو) در قالب طرح کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد. پس از پانزده هفته برخی ویژگی‌ها ارزیابی شد. نتایج نشان داد که همزیستی با قارچ‌ریشه و به‌ویژه گونۀ  Glomus inrtraradic ارتفاع، شمار برگ، وزن‌ تر و خشک ‌ریشه، سبزینگی و عناصر فسفر، روی و آهن را افزایش داد. به‌طوری‌که ارتفاع و وزن تر ریشه در گیاهان تلقیح‌شده با Glomus inrtraradices به ترتیب 63/1 و 91/1 برابر نسبت به گیاهان شاهد افزایش داشت و نیز بیشترین میزان ویژگی‌های اندازه‌گیری‌شده (به‌جز سطح برگ) در همزیستی قارچ‌ریشه و بستر پیت‌‌ماس مشاهده شد.