بررسی شاخصهای مدیریتی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر برداشت بهینه مصالح رودخانهای
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، مدیریت منابع آب، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
2 دانشجوی دکتری، آبیاری و زهکشی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
3 استاد گروه مهندسی آب، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
doi
10.22092/ijwmse.2024.365154.2050چکیده
چکیده مبسوط مقدمه برداشت بیرویه و غیرفنی شن و ماسه از رودخانهها اثرات نامطلوب مورفولوژیکی و محیطزیستی زیادی را به همراه داشته است. پیامدهای منفی برداشت مصالح رودخانهای تحت تأثیر عوامل مختلفی رخ میدهند. بررسی نظام بهرهبرداری مصالح از رودخانه نیز حاکی از وجود مشکلات متعدد در بخشهای مختلف فنی، حقوقی، اجتماعی-اقتصادی و دیدگاههای محیطزیستی است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر برداشت مصالح رودخانهای و ارائه شاخصهای مدیریت برداشت بهینه انجام شد. مواد و روشها حوزههای آبخیز مورد مطالعه در این پژوهش شامل دریاچه ارومیه، سفیدرود و هراز، هراز و قرهسو، گرگانرود، کرخه، کارون و سفیدرود بزرگ است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پژوهش میدانی از نوع پیمایشی، با انجام مصاحبههای حضوری و استفاده از پرسشنامه، بهدست آمده است. جامع آماری مورد مطالعه را کارشناسان، متخصصان و خبرگان شرکتهای آب منطقهای سراسر کشور تشکیل میدهند. ابزار پژوهش پرسشنامهای بود که روایی محتوایی آن با کسب نظر متخصصان مربوط و استادان دانشگاه و اعمال اصلاحات لازم بهدست آمده است. پایایی ابزار پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ و نرمافزار SPSS استفاده شد و رقم آن معادل 0.811 بهدست آمد. گویههای مورد بررسی در پرسشنامه در قالب سه بخش اصلی شامل ویژگیهای رودخانه، وضعیت برداشت مصالح، ارزیابی سنجههای فنی، حقوقی، اجتماعی-اقتصادی و محیطزیستی اثرات برداشت مصالح رودخانهای و دو بخش کلی شامل شناسایی شاخصهای اصلی برداشت بهینه مصالح رودخانهای و میزان تأثیر بند "و" تبصره هشت قانون بودجه 1400 کل کشور در کاهش یا افزایش اثرات ناشی از برداشت مصالح رودخانهای سنجیده شد. نتایج و بحث بررسی عوامل فنی نشان داد که گویههای T3 (پایداری رودخانه، سازههای هیدرولیکی و طول عمر آنها) با درصد فراوانی 16.92 درصد و گویه T5 (تغییرات تراز سطح آب زیرزمینی در آبخوانهای مجاور رودخانه) با درصد فراوانی 4.61 درصد بهترتیب مهمترین و کم اهمیتترین عامل در برداشت مصالح رودخانهای هستند. در بین مؤلفههای حقوقی گویه L1 (ضعف در تأمین زیرساختهای مورد نیاز برای وضع قوانین و مقررات کنترلی) و گویه L6 (نبود زیرساختهای مناسب برای مدیریت بحران در مواقع ضروری) بهترتیب با درصد فراوانیهای 18.69 و 8.46 درصد اولویتهای اول و آخر عوامل مؤثر بر برداشت مصالح رودخانهای را به خود اختصاص دادهاند. نتایج حاصل از بررسی عوامل اجتماعی-اقتصادی مؤثر بر برداشت مصالح رودخانهای نشان داد که گویه S1 (نبود قوانین و مقررات کنترل قیمت و نوسانات قیمت مصالح رودخانهای) با درصد فراوانی 15.38 درصد اولویت اول عوامل اجتماعی-اقتصادی مؤثر بر برداشت مصالح رودخانهای و گویه S3 (روند مهاجرت از (به) منطقه) کم اهمیتترین (6.17 درصد) عامل در برداشت مصالح رودخانهای است. از طرفی، گویه E2 (اثرات محیطزیستی برداشت مصالح رودخانهای بر محیط آبی رودخانه (جامعه گیاهی و جانوری)) مهمترین عامل تأثیرپذیر در برداشت مصالح رودخانهای با درصد فراوانی 23.08 درصد و گویه E5 (تأثیر برداشت مصالح رودخانهای بر سیلابدشتها) با درصد فراوانی 16.15 درصد کماهمیتترین عامل در بین مؤلفههای محیطزیستی است. براساس دیدگاه کارشناسان شاخصهایی نظیر عمق مناسب برداشت، فاصله برداشت از سازههای بالادست و پاییندست رودخانه، پتانسیلیابی مکان مناسب برداشت، برآورد بار رسوب سالانه رودخانهها، تعیین احجام مناسب برداشت متناسب با مصالح مازاد رودخانه مهمترین شاخصهای مؤثر بر برداشت بهینه مصالح رودخانهای هستند. نتیجهگیری نتایج بررسی کلی عوامل حقوقی، فنی، اجتماعی-اقتصادی و محیطزیستی حاکی از آن است که ضعف در مؤلفههای حقوق مؤثرترین عامل در تشدید پیامدهای منفی ناشی از برداشت مصالح رودخانهای است. عدم نظارت کافی و مؤثر در مرحله صدور مجوزهای بهرهبرداری، ضعف در تأمین زیرساختهای مورد نیاز برای وضع قوانین و مقررات، نبود قوانین و مقررات کنترل قیمت پرچالشترین موضوعات در بین معیارها هستند. لذا، ایجاد قوانین بدون موازی کاری، متولی قرار دادن شرکت آب منطقهای در کلیه مراحل صدور مجوزهای بهرهبرداری و ایجاد ضوابط سختگیرانه در برخورد با متخلفین و نظارت دقیق و مستمر بر عملیات برداشت میتواند خسارات ناشی از برداشت مصالح در بخشهای فنی، اجتماعی-اقتصادی و محیطزیستی را نیز کاهش دهد.