بررسی «من» و «منِ اجتماعی» در هویت زنان بخش پهلوانی شاهنامۀ فردوسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات‌وعلوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات‌وعلوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد.

3 دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد.

doi
10.22059/jwica.2021.328153.1656
چکیده

چکیدههویت، تصویری ذهنی جهت شناخت است و می‌‌توان آن را در ویژگی‌‌هایی که به هر فرد تشخّص می‌‌دهند، یافت. بررسی هویت زنان موضوع کنکاش پژوهشگران مختلفی بوده است. شاهنامۀ فردوسی از این رو که دربردارندۀ بخش عمده‌ای از میراث فرهنگی و اجتماعی ایرانیان است، منبع مناسبی برای بررسی هویت زنان است. متن پژوهش شاهنامۀ فردوسی تصحیح جلال خالقی مطلق است. روش تحقیق، کیفی و فنّ مورد استفاده، تحلیل محتوا و چارچوب تحقیق، مدل مفهومی است. از دو مفهوم بنیادی «من» و «منِ اجتماعی» برای تحلیل کنش‌‌های زنان در شاهنامه استفاده شده است. این پژوهش نشان می‌‌دهد که هویت‌یابی زنان در شاهنامه، نتیجۀ برتری «من» در خودشان است. در کنش‌‌های تمام شخصیت‌‌های مورد مطالعه جز سیندخت، من از منِ اجتماعی آشکارتر است. آنجا که بحث انتخاب یا تصمیم‌گیری است، کنش‌‌هایی از زنان سرمی‌‌زند که چه‌بسا در همان لحظه از تفاوت آن آگاه نیستند و وقتی خلاف هنجارها و انتظارات جامعه رفتار می‌‌کنند، «من» آشکار می‌‌شود. بروز همین کنش‌‌‌‌های متفاوت و هنجارشکنی‌‌هاست که باعث تشخص و فردیت آنان می‌‌شود. جسارت در عشق، شجاعت، جنگاوری، خردمندی و سیاست از ویژگی‌‌های هویت‌بخشِ زنان در بخش پهلوانی شاهنامۀ فردوسی به‌شمارمی‌رود.