مقایسة آرای ملاصدرا و پلانتینگا در حل مسئلة شر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری کلام اسلامی، دانشکده الهیات و علوم اسلامی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و علوم اسلامی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و علوم اسلامی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22108/coth.2024.138947.1845چکیده
در سنت فلسفۀ اسلامی، ملاصدرا بهعنوان یکی از حکیمان متأله و در ساحت تفکر فلسفة غربی، پلانتینگا بهعنوان فیلسوف خداباور، هریک با مبانی و راهحلهای خاصی دربارة مسئلة شر تحقیق کردهاند. اصلیترین مبنای ملاصدرا، اصالت وجود است و راهحلهای او از الگوی عدمیبودن شر و مجعول بالعرضبودن آن تبعیت میکند. پلانتینگا نیز با استفاده از توصیف جهانهای ممکن و نسبت میان اختیار انسان و قدرت مطلق خداوند، درصدد اثبات عدم تناقض مسئلۀ منطقی شر با وجود خدا است. این دو متفکر در اصلِ اعتقاد به خدا، عالِم، قادر و خیرخواه بودن خدا، مشابهت، اما در نوع مواجهه، ذاتیبودن گناه، دفاع از نظریۀ عدل الهی و غلبۀ نگاه منطقی، با یکدیگر اختلافنظر دارند. هدف از این مقاله، صرف تبیین و مقایسة مبانی فکری و راهحلهای ملاصدرا و پلانتینگا در مسئلۀ شر نبوده است؛ بلکه نقد مبانی و راهحلهای این دو متفکر و درنتیجه، ارائة راهکاری تطبیقی برای حل مسئلۀ شر است. روش تحقیق در این پژوهش، از این نظر که به موضوعی اندیشهای و معرفتی میپردازد و به روش استدلال و تحلیل عقلانی مبادرت میورزد، بنیادین و نظری است و از این نظر که آرای دو متفکر را مقایسه میکند و تطبیق میدهد، مقایسهای و تطبیقی است.