مقایسهی اثربخشی ویتامین دی، توانبخشی شناختی، تحریک جریان متناوب مغز و ترکیب درمان توانبخشی شناختی و تحریک جریان متناوب مغز بر افسردگی سالمندان مبتلا به نقص شناختی خفیف
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران
2 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران
3 استاد، گروه روانشناسی، دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران
4 دانشیار، گروه پزشکی داخلی، بیمارستان آیت الله طالقانی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48305/jims.v42.i755.0058چکیده
مقاله پژوهشی مقدمه: افسردگی، پیشبینیکنندهی نقص شناختی در افراد سالمند میباشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسهی اثربخشی ویتامین D، توانمندسازی شناختی (Cognitive rehabilitation therapy) CRT، تحریک فراجمجمهای مغز (transcranial alternating current stimulation) tACS و ترکیب دو درمان (CRT+tACS) بر کاهش افسردگی سالمندان مبتلا به نقص شناختی خفیف بود. روشها: پژوهش حاضر یک مطالعهی کارآزمایی بالینی نیمه تجربی است که 32 فرد دارای نقص شناختی خفیف بعد از تکمیل تست افسردگی Beck (Beck Depression Inventory) BDI و (Montreal Cognitive Assessment) MoCA در چهار گروه درمانی بصورت تصادفی اختصاص داده شدند. مداخلهی CRT، tACS و CRT+tACS هر کدام ۱۲ جلسه و هفتهای دوبار برگزار گردید. هر جلسه CRT و tACS۲۰ دقیقه و هر جلسه درمان توانبخشی شناختی بعلاوه tACS به مدت ۴۰ دقیقه اجرا گردید و در گروه دریافت ویتامین D به مدت ۶ هفته روزانه ۲۰ میکروگرم معادل با ۸۰۰ IU ویتامین D دریافت کردند. قبل از انجام پژوهش تست افسردگی Beck (BDI) و تست MoCA و در پایان پژوهش BDI گرفته شد تا اثربخشی درمانها بر کاهش افسردگی بررسی شود. به منظور تحلیل نتایج از آزمون آماری اندازهگیری مکرر با سطح معنیداری کمتر از 0/05 مختلط استفاده شد. یافتهها: بر اساس نتایج بدست آمده در گروهCRT شاهد کاهش معنیدار نمرات افسردگی بک از ۱۱ به ۹ بودیم. در گروه ACS، CRT+tACS و ویتامین D تفاوت بین نمرات افسردگی معنیدار نبود. نتیجهگیری: بر اساس مطالعهی حاضر، CRT باعث کاهش نمرهی افسردگی در بین افراد دارای نقص شناختی خفیف میشود و این درمان در مقایسه با tACS، CRT+tACS و ویتامین D مؤثرتر بود.