بازشرقی‌گرایی و نوشرقی‌گرایی در هنر معاصر زنان خاورمیانه مطالعة نمایشگاه شکستن حجاب (2002) و نمایشگاه زنان روایت‌گر (2013)

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر

2 کارشناس ارشد پژوهش هنر دانشکدة هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز

doi
10.22059/jwica.2021.320978.1573
چکیده

هنرمندان زنِ برخاسته از جوامع مسلمان و جغرافیای خاورمیانه با کلیشه‏های بصری از «زن‏بودن»، «مسلمان‏بودن» و «خاورمیانه‏ای‏بودن» مواجه‌اند. نمایشگاه‏ها و رویدادهای هنری از آثاری استقبال می‏کنند که به بازتولید کلیشه‏های بازشرقی‏سازی و نوشرقی‏گرایی تصویری می‏پردازند. پس از حادثة یازده سپتامبر 2001، تعداد نمایشگاه‏های هنری با محوریت زنان خاورمیانه افزایش یافت. این فرصتی برای زنان هنرمند بود تا مسائل­شان را در کانون توجه رسانه‏های جهان قرار دهند؛ اما از سوی دیگر آن‏ها با انتظارات و کلیشه‏های پنهانی مواجه شدند که رویدادهای هنری غرب تمایل دارند تجربه‏های هنری آن‏ها را جهت ‏دهند و با کلیشه‏های غرب همسو کنند. در مقالة حاضر با درپیش‏گرفتن رویکرد و روش‏شناسی «مطالعات رویداد» به‌مرور برخی از رویدادهای مهم هنر خاورمیانه می‏پردازیم و بر دو نمایشگاه «شکستن حجاب» (2002، یونان) و «زنان روایت‏گر» (2013، امریکا) تمرکز خواهیم کرد که با هدف بازاندیشی در کلیشه‏های فرهنگی و رد مفهوم ناتوانی زنان خاورمیانه برپا شدند. نتایج پژوهش نشان داد آثار زنان هنرمند خاورمیانه در طیفی دو‌قطبی قرار می‏گیرند؛ تصویر زنان رنجور از جنگ و زیبایی پس‏رانده‏شدة سرزمین‏‏های شرق و مظلومیتی ترحم‏برانگیز از زنان تا تصویر زنان مقاوم و قدرتمند. در این دو سر طیف از زنان منفعل و قربانی تا آشوب‌گران و ستیزه‏جویان در برابر سنت‏ها، آثار متنوعی قرار دارند که مضامین زیادی را دربرمی‏گیرند. هنرمندان زن در جست‌وجوی راهی هستند که هم محدودیت‏های فرهنگ ‏مردسالار را نقد کنند و هم بر انتظارات تقلیل‏گرایانه و اگزوتیک از هنر زنان غلبه یابند. این راه دشوار باید در برابر انتظارات بازار هنر و انتظارات سیاسی از نمایشگاه‏های هنری قرار گیرد.