خط و نمود دیگری در آثار هنرمندان زن مهاجر کشورهای اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار گروه پژوهش هنر، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهرا

2 دانشجوی دکتری تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهرا

doi
10.22059/jwica.2021.320433.1554
چکیده

مهاجرت مسئله‏ای فرهنگی است که تداعی‏گر مفاهیمی مانند هویت، از‌خودبیگانگی، غربت و نوستالژی است. مهاجرت بر اندیشه و آثار هنرمندان تأثیر مستقیم می‏گذارد. آثار هنرمندان مهاجر به واسطة بیان مضامین ویژه در سال‏های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، هنرمندان مهاجر کشورهای اسلامی نیز توانسته‏اند با نمایش آثار خود ابعاد گوناگون هنر مهاجران را به تصویر بکشند. یکی از جنبه‏های فرهنگ که در جریان مهاجرت دچار تحول می‏شود، زبان و به دنبال آن خط است. خط بخشی مهم از آثار هنرمندان کشورهای اسلامی است و وابستگی آن به زبان کارکردهای مختلفی را برای آن به وجود آورده است. در میان هنرمندان مهاجر، زنان هنرمند نیز خط را به‌عنوان عنصر مهم کار خود برگزیده‏اند. پرسش اصلی تحقیق این است که نقش خط در آثار هنرمندان زن مهاجر چیست و به چه دلیل از خط و نوشتار در آثار خود بهره برده‏اند؟ این نوشتار که با روش توصیفی‌ـ تحلیلی و اطلاعات گردآوری‌شدة کتابخانه‏ای انجام شده است، بر‌اساس دیدگاه باختین به تحلیل آثار مورد نظر می‏پردازد. میخاییل باختین از اندیشمندان قرن بیستم است که در حوزة انسان‌شناسی نظریة «دیگری» و «دیگربودگی» را مطرح کرده است. او باور دارد انسان همواره به انسان دیگر نیازمند است و از دریچة انسان دیگر به خود نگاه می‏کند و یکی از عومل تأثیرگذار در شکل‏گیری و شناخت موقعیت انسان، دیگری است. با مطالعة آثار هنرمندان زن مهاجر از کشورهای ایران، عراق، فلسطین، الجزایر، مراکش و مصر آثاری از لالا الصعیدی از مراکش، شیرین نشاط از ایران و هیف کهرمان از عراق انتخاب شده است. نتایج بررسی نشان می‏دهد این زنان مهاجر خط را برای بیان هویت و دیگربودگی‏شان به کار برده و در موقعیت دیگری دست به خلق اثر زده‏اند و برآن‏اند تا هویت و دیگربودگی‏شان را نمایش دهند.