بررسی شکاف دیجیتالی آموزش مجازی دانشآموزان در دوران کرونا
نویسندگان
1 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان،رشت، ایران
2 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان،رشت، ایران
3 گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان،رشت، ایران
doi
10.22061/tej.2024.9928.2916چکیده
پیشینه و اهداف: شکاف دیجیتالی، همانند دیگر شکافهای اجتماعی، نوعی از نابرابری اجتماعی را شکل میدهد و این فرم از شکاف اجتماعی، شکاف در دسترسی به ابزارهای دیجیتال و مهارت دیجیتالی است. نابرابریها، در دسترسی به ابزارها، دانش و مهارت دیجیتالی میتوانند نابرابریهای اجتماعی و آموزشی را با انتقال دانشآموز از مدرسه به بازار کار بیشتر کنند و همچنین میزان مهاجرت از روستا به شهر را تحت تأثیر قرار دهند. با از سرگیری آموزش در مدارس و رفع محدودیتها، درک اینکه چگونه توسعه مهارتهای دیجیتالی در طول همهگیری کووید-19 برای برخی از دانشآموزان ممکن است نابرابریهای اجتماعی و آموزشی را تشدید کند، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا دانشآموزان در کلاسهای درسی مشابه هم ممکن است یادگیری متفاوت داشته باشند. در واقع، میزان بهرهمندی شهروندان از ابزارهای دیجیتالی و رسانهای سبب میشود که موقعیت آنها و جایگاهشان در جامعه و ساختار فضایی روستا و شهر مشخص شود. از اینرو، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی شکاف دیجیتالی آموزش مجازی دانشآموزان استان البرز در طول همهگیری کووید-19 میباشد. روشها: تحقیق حاضر، از لحاظ هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی– تحلیلی و از لحاظ جمعآوری اطلاعات، یک مطالعه اسنادی– میدانی است. جامعه آماری مطالعه حاضر، شامل دانشآموزان بخش مرکزی شهرستان کرج در سال 1400 بود، برای جمعآوری اطلاعات لازم از ابزار پرسشنامه بهره گرفته شد و دادههای مورد نیاز با تکمیل 196 پرسشنامه و با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای بهدست آمد. در مطالعه حاضر، شکاف دیجیتالی با چهار سطح دسترسی فیزیکی، دسترسی مهارتی، طرز استفاده از کامپیوتر و اینترنت و سطح دسترسی انگیزشی سنجیده شده است. برای بررسی نرمال بودن توزیع دادهها از آزمونهای کولموگروف- اسمیرنوف و شاپیرو- ویلک استفاده شد و برای بررسی مقایسات میانگین از آزمونهای ناپارامتری کروسکال والیس و من- ویتنی استفاده شد. نمونه مورد مطالعه شامل مدارس دولتی، غیرانتفاعی، نمونه دولتی، استعداد درخشان و هیاًت امنایی بوده است. یافتهها: نتایج، نشان داد که تفاوت قابل توجهی در بین دانشآموزان از نظر دسترسی به فرصتهای یادگیری مجازی در طول همهگیری کووید- 19 وجود داشت. دانشآموزان روستایی، در مقایسه با دانشآموزان شهری دارای شکاف بالاتری در هر چهار سطح دسترسی فیزیکی، مهارتی، طرز استفاده و انگیزشی هستند. همچنین، طبق یافتهها ارتباط آماری معنیداری بین جغرافیای محل سکونت با چالشهای یادگیری آنلاین در چهار سطح دسترسی ذکر شده، مشاهده شد. همچنین، بهطور معنیداری دانشآموزانی که در مدارس دولتی درس میخوانند نسبت به دانش آموزانی که در مدارس غیردولتی درس میخوانند، دارای شکاف دیجیتالی بالاتری هستند. نتایج، نشان داد سطح تحصیلات والدین به لحاظ آماری بر شکاف دیجیتالی دانشآموزان، تأثیرگذار است و دانشآموزان دختر، شکاف دیجیتالی کمتری در مقایسه با دانشآموزان پسر دارند. نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، پیشنهاد میشود تلاشهای سیاسی کنونی و آتی با هدف حمایت از دانشآموزان روستایی دارای زمینههای اجتماعی و اقتصادی محروم، انجام شود تا نه تنها بهصورت فیزیکی به اینترنت و سایر ابزارهای دیجیتالی دسترسی پیدا کنند، بلکه مهارتهای لازم برای یادگیری و استفاده از اینترنت را نیز بهدست آورند.